منطق متعالی اسلام در برابری انسان ها
5اگر انسان طبق منطق دنیا باشد، آنوقت همۀ بلالها از بین میروند و زیر پا لِه میشوند؛ و نهتنها بلال بلکه سیل میآید و همه را میبرد و دو مرتبه کاخ و بارگاه آنها را روی کار میآورد و بهصورت معاویه جلوه میکنند و همان حرف و منطقی که ابوسفیان داشت: «نژاد عربی چون نژاد عربی است، اصلاً مِن حیثُ أنّه عربیٌّ دارای شرافت است؛ میخواهد مسلمان باشد، میخواهد نباشد» میآید؛ لذا وقتی آن منطق آمد، سیاهها از سفیدها جدا شدند، بردهها از آقاها جدا شدند و عجمها از عربها جدا شدند.
عُمر دستور داد:
عجم حق ندارد امام جماعت بشود، ائمّۀ جماعت باید عرب باشند؛ و در صفهای جماعت، أعاجم نباید در صف اوّل و دوّم و نزدیک امام بایستند و باید در صفهای آخر بایستند؛ عجم نمیتواند زن عرب بگیرد، ولی عرب میتواند زن عجم بگیرد؛ و سهمیّهای که برای عجم از بیتالمال است غیر سهمیّۀ عرب است، و سهم عرب بیشتر است!1
پیغمبر یک نگاه به تمام عالم میکند و میبیند که همۀ افراد بشر، بندگان خدا و همه عابد بهسوی معبود واحد و همه مخلوقِ خالق واحد هستند، و بین اینها پیش پروردگار هیچ جهت شرافتی نیست مگر تقوا! این منطق، خیلی مهم است و ما قدرش را نمیدانیم!2 ما که مکّه یا مدینه میرویم و این سیاهها را میبینیم و با همدیگر مینشینیم و صحبت میکنیم و غذا و آب میخوریم و اصلاً مثل برادرمان میمانند، نمیفهمیم که این اروپاییها و این آمریکاییهای وحشی که واقعاً باغوحش دنیا هستند، چطور نمیتوانند یک لحظه این نظری را که ما به این سیاهها داریم، داشته باشند؟! آنها از اوّل که نگاه میکنند، اینها را بهصورت یک دیو و هیولا و خارج از انسانیّت و قابل کُشتن میبینند تا آنها را زیر تانک بگیرند، ذبح کنند و خونشان را بمکند؛ چون سیاه هستند! این منطقِ همان جناب کنت گوبینو3 است که چهار جلد کتاب مفصّل بهصورت قانونی، در فضیلت و برتری نژادها بر همدیگر مینویسد.4
- کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج ٢، ص ٧٤٠؛ الاستغاثة فی بدع الثّلاثة، ابوالقاسم کوفی، ص ٨٢.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٣، ص ٧٢.
- Arthur de Gobineau.
- این کتاب به زبان فرانسوی است: Essai sur l'inégalité des races humaines (نا برابری نژادهای بشری) که به زبان انگلیسی در دو عنوان ترجمه و چاپ شده است:
The Moral and Intellectual Diversity of Races؛ The Inequality of Human Races.

