حقیقت وحی و اقسام و مراتب آن
3این میگویند وحی. آن شعور باطن وحی است که از طرف خدا میآید و انسان را به آن کاری را که باید بکند راهنمایی میکند و به آن کار نشان میدهد، آن را وحی میگویند.
فرض کنید که وقتی که انسان بر سر یک دو راهی گیر کرده و شک دارد که این عمل را انجام بدهد یا آن عمل، آن راه باطن میآید و به انسان نشان میدهد که باید آن عمل را در پیش بگیری و آن کار را انجام بدهی، و انسان میبیند که عجب! این مسئله درست بوده و در مقابلش هم این طرف است. در مقابلش هم آن شخصی که در راه نباشد و مسیرش مسیر صحیح نباشد آن چیزی که به ذهنش میآید، اینطرف نمیآید آنطرف میآید، [میگویدبرو] این کار را بکن.
ببینید دو نفرهستند هر دو در یکجا هستند، هر دو در یک مکان هستند، هر دو در تحت یک تربیت هستند منتهی به واسطه اختلاف در سلیقه، اختلاف در افرادی که با آنها ارتباط دارند، دو طرز فکر برای آنها پیدا میشود. ما در طرز فکری که برای اینها پیدا میشود، از عملکرد خارجی آنها میفهمیم که این وضعش چطور است و آن وضعش چطور است، از نحوه جهتگیری آنها! فرض کنید که دو نفر هستند هر دو برای یک قضیه میخواهند رأی بیاورند و باید بهآنها رأی داد، دو نفرند، سه نفرند، ده نفرند، هر چندتا هستند، شما نگاه میکنید میبینید که یکی میرود پشتیبانی از یک نفر را میکند و میگوید که باید که از این پشتیبانی کرد و به دنبال این رفت. آن یکی میگوید که نه باید از این پشتیبانی کرد. نفر سوم میگوید اصلًا از هیچکدام، نه این نه آن، به طور کلی هیچکدام. از کیفیت جهتگیری شما میفهمید این الان در چه افقی است و آن الان در چه افقی است، آن شخص سوم که میگوید نه آقا نه این نه آن هیچکدام، برای چه؟ هم این غلط است هم آن غلط، این در چه قضیهای دور میزند.

