اهمیت اطمینان و ثبات قلبی در سیروسلوک
7تکالیفشان عمل میکنند ولی آرام هستند، مدبّرات هستند، نظام عالم را تنظیم و تدبیرمیکنند ولی آرام هستند، اضطراب ندارند حالا چه میخواهد بشود! حالا چرا اینجوریمیشود! یک وقتی اینجوری نشود! حالا اگر یک وقتی آنطوری شد ما چه کار بکنیم! از اینها ندارند. از این چیزهایی که ما داریم آنها ندارند، میآیند زلزله میآورند آرام هستند، صاعقه میآورند آرام هستند، باران میآورند آرام هستند، ملائکه رحمت، ملائکه غضب، هر کدام از اینها را بخواهید نگاه بکنید در عین انجام تکلیف در حال آرامش و سکونت این مطلب را انجام میدهند، دلهره ندارند، اضطراب ندارند، هول و ولا در دلشان نیست که چه خواهد شد، میبینند امر پروردگار است و باید انجام بشود تمام. این امر پروردگار باید در آنجا انجام بشود تمام، این فرد باید در فلان جا زاییده بشود، این فرد باید در فلان جا قبض روح بشود، هر کدام از این دو که دو عمل مخالف انجام میدهند فقط عملشان مخالف است، در دلشان آرامند، یکسانند، مثل آبی که ...، مثلا این آبی که الان در اینجا هست من الان تکان دادم تکان خورد وگرنه ساکن بود، ملائکه دو عمل انجام میدهند، دو عمل مخالف انجام میدهند، چند عمل مخالف هم انجام میدهند ولی دلشان در انجام این اعمال آرام است، یک جا باران میآورند آرامند، یک جا قحطیمیآورند آرامند، یک جا سبزه میرویانند آرامند، یک جا زلزله میآورند آرامند، در هر جایی هر عملی که انجام میدهند در حال آرامش انجام میدهند چرا؟ چون خدا ساکن است، خدا دارای اطمینان است و این متصل به آن مبدأ است و از آن مبدأ میگیرد و از مبدأ سیرابمیشود و اشباع میشود لذا آرام است. چون میداند امر الهی خواهی نخواهی باید تحقق پیدا بکند.
یکی از دوستان از قول یک شخص طبیبی بود که در همدان بود در همدان طبیب بود، طبیب قدیمیبود، نه از اینهایی که آمدهاند و عطاری درست کردهاند، نه! طبیب واقعی و درس خوانده و حاذق، خدا رحمت کند دو نفر بودند یکی به نام مرحوم آقا سید احمد علی خسروی اگر اشتباه نکنم، من هم دیده بودم ایشان را، یک دفعه هم پیشش رفته بودم ایشانمیگفت ما با یک شخصی اختلاف پیدا کردیم و قرار شد برویم دادگاه، شب قبل از اینکه برویم دادگاه یک ندایی رسید: ان اللَه شاء ان یراک محکوما خدا میخواهد تو را محکوم ببیند، صبح بلند شدیمبا خیالجمع، بلند شویم برویم، تمام شد، کارمان تمام شد، بلند شدیم

