اهمیت اطمینان و ثبات قلبی در سیروسلوک
3شده، آن ارزان شده، توجه میکنید؟ تمام آن حیثیت وجودی آنها را اضطراب تشکیلمیدهد، ما مرحوم علامه طباطبایی را دعوت میکردیم منزل خودمان، مثلا نهار یا شام، نهار بیشتر دعوت میکردیم، در آن زمانی که درس میخواندیم، از وقتی که ایشانمیآمدند خودمان هم نمیخواستیم ایشان را ناراحت کنیم، هیچی هم صحبت نمیکردیم، به دوستان هم میگفتیم که هیچ حرف نزنید، این بزرگوار هم از روی بزرگواری و کرامت خودش میپذیرفت و میآمدند، از وقتی که میآمدند نیم ساعت شام یا نهارمیخوردند، بیشتر شام بود میخوردند و بعد هم یک نیم ساعت میوهای و اینها، اصلًا ایشان صحبت نمیکردند، همینطور [ساکت بودند] فقط یک تشکر میکردند: خیلی لطف کردید و فلان از اینجور صحبتها، هیچ دیگر صحبت نمیکردند، و همین نشستن با ایشان برای ما بهره بود! همین که مینشستیم و به ایشاننگاه میکردیم، به سکون ایشان، به آرامش ایشان، به طمأنینه ایشان، به وقار ایشان، به آن متانت ایشان، بهره میبردیم و روی ما تاثیرمیگذاشت، این قضیهبرما تاثیرمیگذاشت، اینطور نبود که یک شامیباشد و بعد هم ایشان بروند و خداحافظی کنند، تاثیرمیگذاشت و به خاطر آن تاثیر بود که مرتب دعوتشان هم میکردیم و یااگر مجالسیبود ...
این به خاطر این است که در این حال شخص به همان عالم ملائکه و عالم سکون و عالم اطمینان، اتصال پیدا کرده، نفسش اتصال پیدا کرده، وقتی که اتصال پیدامیکند شما میبینید آرام هستید، وقتی که اتصال پیدا نکرده خب! مجبور است به جاهای دیگر اتصال پیدا کند، هیمیخواهید حرف بزنید و این چیه، آن چیه، روزنامه چی نوشته، رادیو چی گفته، هر چی گفته که گفته! توجه میکنید؟
و این اضطراب موجب میشود که ما هیچ حرکتی نتوانیم بکنیم، بنده نسبت به این مسئله تضمینمیدهم، صد هزار سال ذکر یونسیه انجام بدهیم، به جای چهارصد دفعه، چهار هزار دفعه بگوییم! خوب است؟ اما اگر این حال را داشته باشیمیک سر سوزن حرکت نداریم، صد هزار سال، چرا؟ چون درست در مسیر خلاف داریممیرویم! ذکر را داریممیگوییم، خب نوار ضبط صوت هم میگوید و بهتر از ما! یک آدم خوش صدا و قشنگبگذارید برایتان چهارهزار تا، لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَك إِنِّي كنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ [سوره انبیاء، آیه ٨٧]، همینطور نوار بچرخد و بخواند. هیچ فایدهای ندارد، چرا؟ چون نوار است، ضبط است، دستگاه است، جان ندارد تا این

