أهمیت جایگاه عقل به عنوان میزان تشخیص حق از باطل در جمیع شئون سالك
3فرمودند منبری که صحبت میکند برای همه است خیلی نکته دقیقی است ها! این قضیه را ما باید خیلی بهش توجه کنیم نشان میدهد اینها اهل هیئت و هیئت بازی نبودند بیاو برو نمیدانم کوچه درست کن دادو بیداد و هوار و این حرفها و دوربین و فیلم و مسخره بازیهایی که شما دارید فرض بکنید که همه جا میبینید
ما وارد یک مجلس فاتحه شدیم در یک جایی، دیدم آقا دارد میآید با ما معانقه کند یک دوربین نیم متری با کم و زیادش پشت سر اومده دارد نشانه میگیرد ماها را، عکس ما را بردارد، گفتم این مسخره بازیها را بگذارید کنار! بگذارید کنار. اینا چیه؟ هیئت بازی مسخره بازی تئاتر، اسم مجلسِ فاتحه است ولی در واقع تئاتر است، تئاتر یک وقت اونجور است یک وقت اینجور است. یک وقت توی تئاتر بالای سن وفلان از این چیزها ما که نرفتیم اونجا نمیدانیم چیه؟ دیگران نقل کردند انشاءاللَه درست نقل کردند دیدند که یک عده میآیند آنجا و مینشینند و لباسهای مخصوص میپوشند و یک حرفهایی میزنند حالا یا خنده دار یا غیر خنده دار، مردم هم نگاه میکنند حالا یک ساعت یا یکساعت و نیم وقتشان میگذرد. میگویند که یک آقایی بالای منبر گفت که چیه آدم یک لیوان چیز نجس بخوره ده تومان بده پانزده [تومان بدهد]! یکی از اون پایین گفت حاج آقا با شما گرون حساب کردند ما کمتر از این گیرمان میآید! حالا فرض کنید یکی بیاید یک حرفهایی بشنود، چیه؟ تئاتر است دیگر، یک عده میآیند به یک لباسی خودشان رادر میآورند حالا خودش یک شغلی دارد یک کاری دارد ولی لباس عوض میکند، میگوید من الان میآیم دراین لباس این شخصیتم، اون هم میآید حالا فرض کنید برای خودش یک کاری دارد زندگیی دارد اشتغالی دارد یک فرهنگی دارد، هرچه دارد او هم می گوید من هم در این شکل آمدم، لباس عوض کردم. صحبت عوض میشود لباس عوض میشود تفکر عوض میشود عبارات عوض میشود برخورد عوض میشود. این را میگویند چه؟ تئاتر. اون تئاتر هم اینجاست عیناً همین است بیاو برو و مسخره بازی و این حرفها و مطالب و دکور و ... هان؟ دکور! نمیدانم اینجاش اونجور باشد این بیا اون برو اون تحویل بگیر اون را چیکار کن، همش تئاتر است. منتهی این اسم خدا رویش است اون بدبختها اسم خدا روش نمیگذاشتند، سرگرمی مردم، همین. ره چنان رو که رهروان رفتند

