أهمیت جایگاه عقل به عنوان میزان تشخیص حق از باطل در جمیع شئون سالك
7کردند، شما میبایست به آنها تذکر بدهید، گفتند اونها معمم بودن، گفتم باشند، معمم باشند! معمم که بیشتر باید به مسائل توجه داشته باشد. تذکر میدادید آقا در اینجا مجلس هست حرفی میخواهید بزنید بیرون بزنید، گفت باید میزدید. گفت پس من از شما اجازه دارم؟ گفتم بله اجازه دارید. گفت دیگران؟ گفتم به دیگران چکار داری؟ بنده، صاحب مجلس به شما میگویم که شما میتوانید تذکر بدهید. اگر ندادی نگو آقای طهرانی نگذاشته، هان! دارم صریحا میگویم که تذکر بدهید صحبت نشود. آدم که میخواهد صحبت بکند خوب جای دیگر هم که هست جای دیگر هم که هست.
من در یک مجلسی خدمت رفقا، یک جایی بود مجلس عصر جمعه بود. من دیدم که رعایت مجلس عصر جمعه را خیلیها نمیکنند هر چه به آنها تذکر میدادیم آنها در یک افق دیگری بودند خیلی مطلب را جدی نمیگرفتند، همین ایراد، ببینید همین ایراد است. و آنهایی که جدی نگرفتند بعدها به مشکل برخوردند. ایراد همین است که تصور بر این است که همینی که از مشهد و حضرتآقا و مرحوم والد، دستور آمد که بیا اینجا، دیگر همین است، همین تمام است. حالا توی این مجلس حرف بزنی نزنی بخندی نمیدانم چیکار کنی اینها دیگر مسائلی است که بله! خیلی بله! جزوء تفننات است و خیلی بهش توجه نمیشود. در حالی که آن کسی که میگوید مجلس عصر جمعه بگذار، دارد از یک واقعیت خبر میدهد
چطور شما وقتی که برای فلان بیماریتان به پزشک مراجعه میکنید اینقدر به حرفهای پزشک ترتیب اثر میدهید ولی حرفهای این بزرگان مثل آب خوردن وآب رونده است؟ وقتی که میگوید این دوا را بخورید ساعت را میگذارید که زنگ بزند که سر هشت ساعت تاخیر نیفتد! وقتی که میگوید نیم ساعت قبل از غذا بخورید سر نیم ساعت میخورید، آقا این قرص را بیست دقیقه بعد از غذا بخورید خیلی دقت میکنید، اما وقتی که در اینگونه مطالب گفته میشود، حالا یک مطلبی گفته میشود، یک مسئله اینگونه حالا .... درحالی که اگر به کلام آنها باید توجه کرد هزاربرابر بیشتر باید به این مطالب توجه بشود، آن برای یک بیماری زود گذر است واین برای یک سعادت ابدی است، مسئله تفاوت میکند. البته ممکن است که بعضیها به آن درک صحیح و آن درک واقع نرسیده باشند خب طبعاً آنها حسابشان جداست اما نباید برای افرادی که میخواهند استفاده کنند مانع ایجاد کنند. اگر شخصی ....

