در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معنای بصیرت

14652
نسخه عربی

حقیقت معنای بصیرت

5
  •  بعد از ظهرها قبل از اینکه می‌خواستم بروم مدرسه، اوّل به منزل می‌آمدم، گاهی اوقات هم بعد از درس می‌آمدم، آن روز قبل از درس بهمنزل آمدم که ببینم مرحوم آقا کارییا چیزی دارند؟ ایشان در اتاقشان بودند، یک دفعه آمدند در هال کهجای دیگری بروند، یک دفعه به من برخورد کردند تا به من رسیدند، یک دفعه اصلًا بدون اینکه من آن خواب را به ایشان بگویم که خلاصه برای من شبهه پیدا شده که این خواب حکایت از این می‌کند که مثل اینکه من نباید این درس را ادامه بدهم. یک دفعه ایشان فرمودند: آسید محسن! خیر دنیا را می‌خواهی ناشناس بمان، خیر آخرت را می‌خواهی ناشناس بمان! این را گفتند و رفتند!

  •  اصلًا هیچ! نه حالت چه‌طور است؟ نه فلان است، نه چیزی؛ سرشان را پایین انداختند و دنبال کارشان رفتند.

  •  گفتم: خب این معلوم است دیگر، این هم نظر ایشان و دیگر ما آن روز رفتیم مدرسه و روز دوم هم گفتیم و بعد به رفقا گفتیم که دیگر مانعی پیش آمده و من از ادامه این درس معذورم، و این درس را ترک کردم. درست شد؟

  •  در وهله اول انسان اصلا نباید معروف بشود. نباید مشهور بشود. چند روز پیشیک عدّه‌ایدر همین‌جا آمده بودند، آمده بودند که با بنده یک مصاحبه راجع به یک شخص بزرگی انجام بدهند. بعد از صحبت‌ها و مطالب و تشویق‌هایی که ما کردیم: کارتان خوب است، عیب ندارد انجام بدهید، اهتمام‌تان خوب است، نیت‌تان را ان‌شاءاللَه خالص بکنید ...

  •  بعد بنده یک شرط گذاشتم، گفتم: بنده این را انجام می‌دهم، مشروط به اینکه در هیچ رسانه‌ای سخن من و حرف از من نباشد. اگر می‌خواهید انجام بدهید!

  •  و خب برای آنها همپذیرش این قضیه مشکل بود. گفتم ولی می‌خواهید صحبت‌های بنده را از یک زبان یک شخص دیگر بگویید اشکالی ندارد؛ ولی بنده محذوری دارم و نمی‌توانم.

  •  گفتند: خب چه‌طور شما به دوستانی که با شما هستند، اجازه می‌دهید که آن‌ها ...