در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معنای بصیرت

14652
نسخه عربی

حقیقت معنای بصیرت

3
  •  خلاصه فخر می‌فروختند و به افرادمی‌گفتند: بله! حجّی که امسال ما می‌رویم کسی تا به حال نرفته! امسال خلاصه چه خواهد شد! چه بساطی خواهد شد ...!

  •  و من در همان موقع با آن سنّ کم برایم جای سؤال بود، جای اشکال بود، چه‌طور می‌شود؟ حالا تو داری حج می‌روی، این حجّ تو امسال چیز دیگری است؟! حالا داری به دیگران فخر هم می‌فروشی که: «بله دیگر، حالا ما این هستیم دیگر! ان‌شاءاللَه خدا قسمت شما هم بکند، ولیکن ما توفیق این را پیدا کردیم!»؟!!

  •  این در میان ما هم هست‌ها! در میان ما هم هست. این ایراد در میان ما هم هست. هیچ‌گاه نعمت خدا را به رخ دیگران نکشید. خدا یک نعمتی داده، شکرش را به جا بیاورید: خدایا ما قابل نبودیم که این قضیه برای ما اتّفاق بیفتد، خودت این را به بقیه هم عنایت کن از ته دل بگوییم . این خیلی مهم است.

  •  یک عبارتی امام سجّاد علیه‌السلام دارند، عبارت عبارت عجیبی است، حضرت می‌فرمایند: خدایا به همان مقدار که مرا در میان مردم مشهور و معروف می‌گردانی، و محبّت مرا در دل افراد قرار می‌دهی، در خودم مرا ذلیل بگردان. خیلی عبارت عجیبی است! در خودم مرا پست بگردان! در خودم! در نفس خودم! که یک وقت این محبّت مردم را به دل نگیرم! یک وقت به حساب نیاورم! یک وقت رویش سرمایه نگذارم!

  •  روی این اگرسرمایه بخواهد گذاشته بشود، همانی که این محبّت را ایجاد کرده، راهش را هم بلد است. یک قسْمیبه این بادکنک کذایی سوزن می‌زند، این‌که باد شده، باد شده، حالا موقعِ سوزن زدن است!

  •  خیلی عبارت عبارت عجیبی است که به همان میزان ... آن‌وقت خیلی حال آدم عوض می‌شود، افکار انسان خیلی عوض می‌شود، حرکات انسان تغییر پیدا می‌کند، رفتار انسان عوض می‌شود.

  •  در وهله اول، همان‌طوری که مرحوم آقا به بنده فرمودند، یک روز عرض کردم خدمت رفقا این قضیه را، باز دوباره در اینجا تکرار می‌کنم یک درسی در مشهد بنده شروع کرده بودم که خلاصه اگر شروع می‌شد شاید بی اسم و رسم هم نبود، و در آن حرف و نقل شاید زیاد بود. روز اول گفتیم، روز دوم، من یک خوابی دیدم که آن خواب حکایت از این می‌کرد که من این درس را نباید ادامه بدهم؛ صحیح نیست.