حقیقت معنای بصیرت
1أعوذ باللَه من الشیطان الرّجیم
بسم اللَه الرحمن الرَّحیم
وصلّى اللَه على سیدنا و نبینا أبى القاسم محمّد
وعلى أهلبیته الطّاهرین و اللّعنة على أعدائهم أجمعین
با توجه به اینکه توفیق بنده و فرصت در امروز خیلی کم است، و بنده قصد تشرّف دارم، و باید زود از اینجا حرکت کنیم، لذا اگر رفقا و دوستانسؤالاتی دارند، اگر سریع به بنده بدهند، بهتر است؛ که شاید بتوانیم آنها را مطرح کنیم.
ایام در آستانه عید سعید غدیر است همانطوری که در سالهای گذشته خدمت دوستان مطالبی عرض شد بحث راجع به کیفیت شرکت و برگزاری این مجالس، و بهرهمندی و تمتّع از برکاتی است که بر تشکیل مجالس احیای ذکر اهلبیت، وارد میشود. و هرکسی بخواهد میتواند بهرهمند بشود و هرکسی نخواهد بهرهمند نمیشود، گرچه در میان جمع باشد.
یادم هست در یکی دو جلسه عنوان بصری گذشته، یک داستان و قضیهای را ازمرحوم آقا رضوان اللَه علیه اشاره کردم: ایشان در یکی از سفرهای حج، که با عدهای از دوستانشان بودند. شاید حدود دوازده، سیزده نفر از دوستان مختلفشان، از افرادی که حتّی از شاگردان مرحوم انصاری بودند، شرکت داشتند و قرار بود که خودِ مرحوم حدّاد رضوان اللَه علیه هم بیایند و مقدّماتی هم برایش انجام شد، و یک مرتبه، یک مانعی پیش آمد و بعد از اینکه خیلی از کارها را هم انجام داده بودند و خود مرحوم آقا و دوستانشان، که بعضی از شاگردان ایشان در عراق و بغداد بودند، آن وسائل را آماده کردند، یک مرتبه ایشان اطّلاع دادند که من نمیتوانم امسال بیایم.
و خیلی عجیب بود، اصلا همه یک دفعه البتّه غیر از عدّه خاصی سرد شدند، پکر شدند که: چهقدر خلاصه پی به تنمان مالیده بودیم که امسال را در خدمت ایشان هستیم و حج ایشان ... و اینها همهاش حساب استها! این که من همیشه به رفقا میگویم باید فقط به توحید نگاه کرد و به او نگاه کرد، برای همین است؛ کسی که میخواهد حج برود که نباید نگاه کند چه کسی همراهش است و چه رفیقی همراه است؟ باید توجّه به «او» داشته باشد، و قصدش را «او» قرار بدهد. حالا خب کسی که یک مقداری از بعضی از خصوصیات مطالبی دارد، نسبت به چیزی اطّلاعاتی دارد، چه بهتر که رفیق راه باشد! اما نباید قصد این باشد. حتّی بعضی از آنها که یادم است من در آن موقع سنّم کم بود، یعنی حدود نوزده بیست سال بیشتر نداشتم در آن زمان

