در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت اجابت دعوت خدا و رسول خدا جهت إحیاء قلوب

14625
نسخه عربی

ضرورت اجابت دعوت خدا و رسول خدا جهت إحیاء قلوب

5
  •  اینها باشیم عبادت نزدیکتر است! این طور نیست. این مسئله این طور نیست.

  •  باید شخصی که به یک ذکری می‌خواهد بپردازد بفهمد چه می‌گوید و چه معانی را قصد می‌کند و تا کجا نفس او کشش دارد برای این که به عمق آن مسئله برسد؟ این با درد که مهیا نمی‌شود این با رنجوری که مهیا نمی‌شود این با کسالت که آدم هی چرت بزند که مهیا نمی‌شود. این جا است که می‌گویند باید بلند شد و آبی به دست و صورت زد و چیزی خورد. این بدن به حال نشاط دربیاید تا این که انسان بتواند به کارهایش بپردازد.

  •  خب ما دستور ورزش و صحت وسلامتی و اینها را در اسلام و دین داریم، پیاده روی، خیر ما تداویتم به المشی‌1 بهترین چیزی که می‌شود با او انسان خود را مداوا کند پیاده روی است. نسبت به پیاده روی از امام صادق پیغمبر و اینها، همه آمده، خودشان هم می‌رفتند پیاده روی می‌کردند و امروزه هم یکی از طرق بسیار مؤثر بر ای دفع سموم و به حرکت درآوردن متابولیسم و پرداختن به صحت و سلامتی همین [پیاده‌روی است.] خب قبلا هم گفتند دیگر. حالا با یک کیفیت خاص و اینها و دلنگ و دولونگ و اینها چیزهایی است که اضافه شده است. امّاخود اصل مسئله، اصل این قضیه پیاده روی خودش یک مبنایی است.

  •  حالا شما نگاه کنید ببینید این مطالبی که آمده است، این برنامه ها، این ورزشهای بین المللی، این فوتبالها، اینها دیگر چیست؟ اینها دیگر چه بساطی است؟ تمام اینها برای سرگرم کردن است. در حدّی که یک ورزش باشد بسیار خوب و پسندیده است اما آمدن و نشستن و وقت تلف کردن و پای این تلویزیون همین طور نگاه کردن، آخر خدا این وقتی را که به انسان د اده برای چه داده است؟ برای این داده که انسان بنشیند و اینها را نگاه کند؟ یعنی خدا برای این به انسان عمر داده است که این برد آن باخت این این طور شد؟ یا این که نه؟ وقت برای چیز دیگری است فرصت برای چیز دیگری است و وقتی که انسان به آن دنیا برود و چشمش باز شود آن گاه می‌فهمد که این ساعتهایی را که خداوند به او داده، همه را تلف کرده است. سر چه؟ این توپ رفت آن جا این توپ رفت این جا! این خورد زمین این بلند شد! سر همین ها تلف شد و رفت و بهترین اوقات انسان از بین می‌رود. اینها همه برای چیست؟ ا ینها همه برای این گونه مسا ئل است.

    1. بحار الأنوار، ج ٥٩، ص ١٢٨.