أهمیت و تأثیر مسئلۀ عبور از ظاهر به باطن در مقدمهسازی ظهور امام زمان
9شما بیا دست بردار شما به آن چه که مورد نظر ما است بیا ترتیب اثر بده شما از افکار ما تبعیت کن شما از رفتار ما درس بگیر شما از کردار ما پند بگیر هان! چرا برعکس نباشد؟ این چه ترجیح بلامرجحی است؟ اینها همه ناشی از چیست؟ ناشی از انانیت است! انانیت!
خب حالا فرض کنید که بنده در این جا میآیم میشنوم که بله فلان شخص فلان شخص این آن آن راجع به رفتارم راجع به کردارم راجع به سخنانم مطلبی هست صحبتی هست مطالبی میگویند و هست و شنیدم و مسائلی میگویند حالا بلندشوم چکار کنم؟ هیچی! بلندشوم بروم آقا شما راجع به من این حرف را زدید؟ این مطلب را گفتید؟ نه آقا! بگذار بگویند، هرکه هرچه میخواهد بگوید بگوید. ما که نیازی در التجاء به این اعتاب و سرسپردگی و به خاک افتادن در این آستانهها نمیبینیم چرا بیایم وقت خودمان را صرف کنیم که این مطلب به چه دلیل آمده و به کجا آمده؟ یا شخص بعد پی به اشتباهش میبرد در همین دنیا خب آن که ... یا اگر نبرده در آن دنیا مسئله حل میشود درست میشود آن دنیا که دیگر جای کتمان نیست، نه من میتوانم کتمان کنم و نه دیگران، یوم تبلی السرائر فما له من قوی و لا ناصر، روزی که در روز قیامت میآید و آن چه را که ما در نفس خود پنهان کردیم ولی زبانمان به یک شکل دیگری میگردد، در نفس خود پنهان کردیم، نیاتمان را که برای مردم نمیگوییم چون اگر بگوییم فاش میشود، همه چیز رو میشود، نه! نیات در درون ما مخفی است ولی زبانمان به احتجاجات دیگری میگردد و به دنبال آن میگردد که در اذهان مردم موّجه بنماید موجه بنماید ولی در روز قیامت سرخدا را که نمیتوانیم کلاه بگذاریم ملائکه خدا را که نمیتوانیم کلاه بگذاریم صاف میآورند میدهند دست ما که نیت تو این بود نگاه میکند میبیند عجب! بله نیت من این است همین است دیگر.

