در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

أهمیت و تأثیر مسئلۀ عبور از ظاهر به باطن در مقدمه‌سازی ظهور امام زمان

15257
نسخه عربی

أهمیت و تأثیر مسئلۀ عبور از ظاهر به باطن در مقدمه‌سازی ظهور امام زمان

5
  •  که صد تا هم من اضافه می‌کنم که حجم کتابت بیشتر بشود! صد تا [هم‌] من [اضافه می‌کنم!] آخر پنجاه تا کم است چیزی نیست به کجای آدم می‌رسد؟ زیر دندانهای آدم قایم می‌شود! یکخرده آدم بیشتر کتابش را کلفت‌تر کند بهتر است که! هیچی تمام شد. نه آنها نوشتند و نه ما چیزی گفتیم.

  •  یک نفر آمد در این جا پیش بنده، در همین جا. بنده در این جا نشسته بودم آمد این جا در مقابل من گفت بنده از یک جا آمدم و رفتم در عرض سه ماه که در آن جا بودم مطالبی را که راجع به شما شنیدم همه را نوشتم و یک دفترچه کلفت دویست یا سیصد صفحه‌ای شده بود این مقدار حجم آن بود، آوردم بدهم خدمت شما، گفتم از همین جا بردار ببر خانه‌ات، تمام صفحات آن را یکی یکی آتش می‌زنی حتی ریز ریز هم نمی‌کنی همه را آتش می‌زنی یکدانه را نمی‌خواهد بگویی مگر من بیکار هستم که بیایم حرفهایی را بشنوم که فلانی در مورد من چه گفته است؟ یا درست بوده یا نبوده است. اگر درست بوده خب باید خودم را ا صلاح کنم و کار خلاف را باید ترک کنم و به این مقدار هم اطلاع دارم، هم از خودم هم از اطراف که خودم چه می‌کنم این مقدرا را می‌دانم و نیازی به این صفحات نیست و اگر خلاف گفتند که آدم نمی‌آید وقتش را برای خلاف بگذراند مگر آدم می‌آید وقتش را برای شنیدن ...؟ این قدر ما بیکار هستیم در این دنیا که بیاییم وقتمان را برای شنیدن اخبار خلاف بگذرانیم؟ آن هم از ناحیه افرادی که زبانشان ترمز ندارد ایستگاه ندارد

  •  بعضی زبانها ایستگاه دارد یک مطلبی را می‌گویند بعد می‌ایستند توقف می‌کند ولی بعضی زبانها نه! همین طور وقتی شروع به حرکت می‌کند می‌رود تا وقتی که انرژی تمام شود، ایستگاه ندارد. ماشین کوکی هست دیدید؟ وقتی راهش می‌اندازید کوک می‌کنید چقدر می‌رود؟ تا حدی می‌رود که کوکش تمام شود بیچاره می‌ایستد دیگر، می‌گوید کوک من این قدر بود بیش از این مقدار مرا کوک نکرده بودند.