در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

علت ثبوت احكام الهی و مبانی اخلاقی در شرایط مختلف زمانی و مكانی

14411
نسخه عربی

علت ثبوت احكام الهی و مبانی اخلاقی در شرایط مختلف زمانی و مكانی

7
  •  شعرای قرن اخیر، قرن اتم اتم اتم، قرن کشف این نیروهای نهفته طبیعت و آثار مخفی مادّه به دست مغرب زمین که این قدر به خود می‌بالند و می‌نازند که حالا خدمت آنها هم می‌رسیم! کدام یک از این افراد توانستند به پای حضرت مولانا جلال الدّین محمّد بلخی صاحب کتاب نفیس و کیمیای سعادت" مثنوی" برسند؟ کدامشان؟ خب الآن هستند دیگر. الآن هم خیلی از ایرانیها چه در ایران چه در خارج از ایران شعر می‌گویند و خودشان را اهل ادبیات می‌دانند و چه می‌گویند وقتی آدم نگاه به شعر اینها و نگاه به شعر حضرت مولانا می‌کند چه در آن چه که در دیوان شمس ایشان انشاد فرموده، رضوان‌اللَه علیه، و چه نسبت به آن چه که در مثنوی افاضه نموده است اصلًا مثل فرض کنید که خواندن روزنامه است به حساب گلستان سعدی یک روزنامه روزنامه روزنامه.

  •  گلستان را شما بگذارید جلویتان و بعد یک روزنامه را هم بردارید بگذارید، تفاوت را می‌فهمید، اینها که مدّعی هستند، اینهایی که ادّعای ادب دارند، ادّعای فرهنگ دارند، ادّعای بلاغت دارند، کجا می‌توانند به آن جا برسند؟ کجا توانسته یک شاعر عرب شعرش به پای ابن فارض مصری برسد که در هفتصد سال پیش در آن جا زندگی می‌کرده؟ اصلًا قابل مقایسه نیست. همین ایرانی‌ها! شما نگاه کنید حتّی شعرایی که قبلًا بودند، شعرایی که مربوط به فرهنگ اسلام و عرفانی، نیست تاریخ گفتند مثل فردوسی، خب فردوسی از شعرای بسیار معروف است دیگر که در همان زمان، درعهد غزنوی زندگی می‌کرده و مسلمان بوده و شیعه بوده و شیعه هم بوده، برداشته یک کتاب نوشته به این کلفتی و به این طول، راجع به جنگهای اسفندیار و رستم و از این چیزهایی که صد من یک غاز هم ارزش ندارد، برداشته نوشته، الآن هم دارند با چه چاپهایی چاپ می‌کنند؟ یعنی چه؟ گرچه خودش در اواخر عمر در یک کتابچه شعری که مربوط به ظاهراً شیرین وفرهاد است در آن جا توبه کرده است از نوشتن شاهنامه و اظهار ندامت و پشیمانی کرده که ما عمرمان را صرف کردیم بیخود و در همین چرت و پرتها و داستانها و تخیلات و ....، من آنم که رستم بُوَد پهلوان و از این مسائلی که عرض کردم صد من یک غاز هم ارزش ندارد. بله!! حالا جای گفتن آن هم نیست! ولی شما نگاه کنید به آن روحیه حماسی و پرداختن به ریزه کاریها و ظرافتهایی که وجود دارد خب از این نظر واقعاً فردوسی دارای نبوغ شعری بوده در این که انسان نمی‌تواند شک کند یا مثلًا فرض کنید که شعرای ایران مثل نظامی‌گنجوی خب اینها کم نبودند افرادی که در آن زمانها بودند و بسیاری از اینها بلکه می‌توانیم بگوییم که اکثر قریب به اتّفاق آنها به واسطه تأثّر از فرهنگ اسلام بوده است که به این افکار نغز و اشعار پرمغز توانستد دسترسی پیدا کنند.