در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

أهمیت فهم و تطبیق مبانی كلی سیروسلوك بر مسائل جزئی زندگی

14071
نسخه عربی

أهمیت فهم و تطبیق مبانی كلی سیروسلوك بر مسائل جزئی زندگی

1
  •  

  •  

  •  

  •  

  •  

  • أعوذُب اللَه مِن الشَّیطان الرَّجیم‌

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • وصلَّى اللَه عَلَی سیدنا و نبیناأبى‌القاسم مُحَمّدٍ

  • وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنةعَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ‌

  •  

  •  صحبت در جلسات گذشته راجع به کیفیت سلوک و طریقی بود که آن طریق، برای عموم افراد، در رسیدن به مراتب معرفت و کمال و گذشتن از نفس و عبور از هواها به طور عام و به طور خاص برای خصوص مخدّرات و خانم‌ها، خداوند متعال، در نظر گرفته است. که سعی ما در این جلسات بر این بود بیشتر راجع به آن چه که مربوطبه مطالب و مشکلات و مسائل و آن چه را که مخدّرات با آن دست به گریبان هستند، راجع به آن صحبت بشود، گرچه به طور کلّی و در یک ملاک کلّی خود مردها و آقایان هم در این قضایا به نحوی شریک می‌باشند.

  •  همان طوری که دوستان و رفقا توجّه دارند، مقصود از این مجالس، بارها در گذشته عرض شد، کراراً که بیان مسائل و مطالبی است که آن مطالب می‌تواند برای حرکت انسان راه گشا باشد، مسیر را باز کند شک و شبهه‌ها را بزداید، آن چه را که بزرگان فرمودند آنها بدون کم و زیاد منتقل بشود، خیانت در انتقال به توفیق الهی ان‌شاءاللَه وجود نداشته باشد و طبعاً اشخاص نسبت به این مسئله و مسائلی که عرض می‌شود متعهّد و ملتزم خواهند بود.

  •  یک وقت من خدمت مرحوم آقا رسیده بودم، دیدم که ایشان از یک مسئله‌ای ناراحت هستند، ظاهراً شخصی آمده بوده در آن جا و صحبتی ردّ و بدل شده بوده و ایشان متأثّر بودند، وقتی که من رفتم، من آن شخص را ندیدم ولی ایشان رو کردند به من و فرمودند که خب آخر ما با اینها چه کنیم؟ از یک طرف می‌آیند پیش ما و خود را در اختیار قرار می‌دهند و ما هم بر طبق وظیفه و تکلیفی که خداوند متوجّه افراد بصیر کرده است، آن چه را که به خیر و صلاح آنها است بیان می‌کنیم و بعد می‌آیند و اعتراض می‌کنند که چرا باید این مسئله به این نحو گفته بشود؟ و چرا شما این خطاب را متوجّه ما کردید؟ و چرا آن تکلیف را شما متوجه ما کردید؟ چرا این مطلب را به دیگری نگفتید؟ چرا آن دیگری که در این قضیه همانند ما است چرا متوجه او نکردید؟ و ازاین قبیل اعتراض‌هایی که خب ناشی می‌شود از استنکاف و از استکبار نفس در قبال مطالبی که مطرح می‌شود.