در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

أهمیت رعایت اعتدال نسبت به امور ظاهری و معنوی

14048
نسخه عربی

أهمیت رعایت اعتدال نسبت به امور ظاهری و معنوی

7
  •  کردم نباید تخطّی کنی ولی اگر نه من نماز با تیمّم به من نمی‌چسبد نه حتماً باید خیلی خوب بچسبد و چند دفعه هم آب و سر و صورت و فلان و این حرفها این به من می‌چسبد، تمام اینها کدورت است و تمام اینها ظلمت است و از آن واقع دورشدن است و از عبودیت ساقط شدن است، عبد یعنی چه؟ خدا می‌گوید برای تو آب و تیمّم تفاوتی نداشته باشد، آب و خاک تفاوت نداشته باشد، حالا اگر تو که آب را بخواهی بیایی فرض بکنید بر خاک ترجیح بدهی، پس به حرف من گوش ندادی، خودت داری می‌گویی آب بهتر است، مثلًا آن موقع که آدم مریض است یا موقعی که آب ندارد آن موقع می‌گویند خاک، من نمازم را آن جوری بخوانم که با خاک و اینها باشد حالا خیلی دیگر به چه بدبختی شخص افتاده که خدا گفته با خاک هم می‌توانی تیمم کنی، نه، هر دو یکی است این جا آب است، این جا خاک است، در آن جایی که آب هست و دستور به آب، اگر با خاک نماز خواندی نماز باطل است در آن جایی که دستور به تیمّم داریم و وضو با آب مضرّ است، جراحتی دارد یا این که اگر در آن جا گفتیم نه، من با آب نماز می‌خوانم نماز باطل است هیچ تفاوت نمی‌کند، چرا چون خروج ازعبودیت است انسان از عبودیت خارج شده، در آن جایی که می‌گویند زخم معده داری یا اثنی‌عشر داری نباید روزه بگیری، اگر روزه بگیری می‌گویند روزه تو باطل است باید قضایش را هم بعداً جا بیاوری، اگر خوب شدی باید قضا به جا بیاوری، باطل است، نه اینکه حالا دیگر بالاخره یک ثوابی به تو میدهند که با درد و پدر خودت را هم درمی‌آوری صبح تا شب به درد افتادی، از درد به خودت مثل مارگزیده پیچیدی یک ثواب به تو ندادند پدرت هم در می‌آورند به چه حقّی آمدی در ملک خدا دخالت کردی و فضولی کردی؟ در حالی که تو را امر به شکستن روزه می‌کرد و این را انجام دادی؟ این میزان، میزان برای عمل انسان، او دیدن است نه خود دیدن این را باید در ذهن همیشه داشته باشیم، مخصوصاً برای خانمها و مخدّرات این خیلی مسئله، مسئله مهمی‌است، و چون از سؤالهایی که می‌شود، مطالبی که مطرح می‌شود، مطالبی بر ذهن می‌گذرد این قضیه خیلی مشهود است با توجه به مسائلی که در این زمینه و در این مکتب مطرح است شبهه برای بسیاری از مطالب پیش می‌آید که میزان چیست؟ میزان این است که انسان مسائل را از او ببیند نه از خود ببیند، میزان آن است که انسان طرف خود را او بداند نه خود بداند، این میزان است و سعی کند دائماً جاها را با هم عوض کند و این مشکل است آدم عوض و بدل کند او را به جای خود قرار بدهد و خود را به جای او بگذارد. خب مشکل است این قضیه، بالاخره انسان عمری را سپری کرده با تعلّقاتی، با توهمّاتی، با تصوّراتی، با ذهنیاتی، با شرایطی، با شخصیتهایی، با شناختهایی با مسائل اجتماعی، اینها سپری کرده مطالب مختلفی شنیده هر کسی یک حرف زده به انسان، درست؟! حالا انسان می‌خواهد خودش را تغییر بدهد، انسان می‌خواهد خودش را عوض کند، اوّل کاری را که‌