در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

أهمیت رعایت اعتدال نسبت به امور ظاهری و معنوی

14048
نسخه عربی

أهمیت رعایت اعتدال نسبت به امور ظاهری و معنوی

5
  •  سایر بزرگان همیشه در رفتارشان و در گفتارشان، حتّی نسبت به سایر بزرگان هم ما این مسئله را مشاهده می‌کردیم که آن جنبه اعتدال که از شرع وارد شده بود اوّلًا آن را به خوبی دریافت کرده بودند و بعد آن را اعلام می‌کردند. نسبت به افراد و نسبت به اشخاص و نسبت به مسائل سلوکی حتّی به یکی از افراد ایشان فرموده بودند که شما بیش از چهار صد مرتبه ذکر یونسیه نگویید درسجده، حالا ایشان در یک صحبتی که ایشان کرده بودند در یکی از مجالس شنیده بود که حالا خود ایشان در یک زمانی فرض کنید که روزی دو هزار مرتبه می‌گفتند این هم گفته بود حالا ما چی کم داریم ایشان حالا گفتند نگوخوب این باید ببینیم از عهده ما برمی‌آید و نه اتّفاقاً هم می‌آید و ... من یک وقتی با ایشان صحبت می‌کردم در همان زمانهای سابق و این را به عنوان یک نوع افتخار و یک نوع افتخار برای من تعریف می‌کرد که بله مثلًا پدر شما اتفاقاً از ارحام ما بود، یک روزی ایشان نقل می‌کرد که روزی دو هزار تا ذکر یونسیه می‌گوییم ما هم آمدیم زدیم روی دست ایشان روزی سه هزار تا می‌گوییم گاهی اوقات چهار هزار تا می‌گوییم، رو به او کردم، گفتم اگر رحمم نبودی و احترامت بر من واجب نبود به تو می‌گفتم ای احمق خب شد که گفتی، گفتم حالا به تو نمی‌گویم احمق ولی اگر آن موقع به تو می‌گفتم چهارصد تا بیشتر نگو مال این بود، مال این وضع تو است، آن کس که دو هزار تا می‌گفت نمی‌آمد اعلام کند، آن کسی هم که رفته این را در یک جا گفته خصوصی گفته که شما بدانید که این اذکار متفاوت است در یک موقعیت به انسان این را می‌گویند در یک موقعیت به انسان آن را می‌گویند، همان کسی که دو هزار مرتبه ذکر یونسیه می‌گفت و کسی هم اطّلاع نداشت به شما می‌گفت، همان شخص در اواخر عمر پزشک ها به او گفته بودند که آقا روزه برای شما صحیح نیست و ایشان روزه نمی‌گرفت، ولی خدا، ولی خدا عارف باللَه، عالم باللَه و بأمراللَه فردی که در زمان حیات خودش وجودش منحصر به فرد بود، وجودش پس از صاحب أمر ارواحنا له الفداء منحصر به فرد بود، او در اواخر ایام خودش روزه نمی‌گرفت البتّه اظهار هم نمی‌کردند، چون به ایشان گفته بودند که روزه برای قلبتان خوب نیست و فقط آب می‌خوردند، چیز دیگر نمی‌خوردند، آن جا می‌گویند که باید آن مقدار بگویی، این جا می‌گوید که فرض کنید که نباید روزه بگیری، آن جا می‌گویند که باید بلند شوی قبل از صبح دو ساعت دستور داری ایشان دستور داشتند از استادشان دو ساعت یا بیشتر قبل از صبح باید بلند شوی این کار را انجام بدهی، یک کارهایی یک مسائلی، آن جا نماز واجبشان را جلوی من با تیمّم هم می‌خواندند، درست؟! آن جای خود، این جای خود، هر کدام جای خود دارند و در هر جا باید انسان طبق تکلیف عمل کند، آن جا اگر برای نمازشان دنبال وضو می‌گشت که با وضو بخواند تمرّد کرده بود و مورد طرد قرار می‌گرفت، الآن اگر آن ذات مقدّسی که در آن جا نماز را با وضو واجب کرده، می‌گوید این جا من نماز را با تیمّم واجب‌