استجابت دعا به واسطۀ طلب حقیقی و اتّکای به خدا
6استجابت دعای عامّۀمردم بهواسطه نفس درخواست حقیقی و اتّکای به خدا
اینحرفها ساختگی نیست و ما مسلمانها به اینها معتقد هستیم. اینها تاریخ ما است و یک قضیّه و دو قضیّه نیست، بلکه نظیر اینها إلی ماشاءاللَه است؛ پس اینها یک حقیقت واقعی است. حقیقت واقعی این است که دعا و خواست مردم، بهخصوص جمعیّت، خودش موجِد است و ایجاد میکند! علّت اینکه میگویند: «انسان باید نماز را با جماعت بخواند» یا «نماز جمعه به جماعت وارد است» یا «حجّ از دستورات اجتماعی است» یا «وارد شده است که همۀ مردم برای نماز عید حرکت کنند و به بیابان بروند» و... برای این است که اینها دعا میکنند و از خدا میخواهند و نفس این دعا، ایجاد میکند. میگویند: «خدایا دشمن را بکُش!» و میکشد. «خدایا به ما پیروزی بده!» و میدهد! «خدایا ما را سالم کن!» و میکند. «خدایا ما را با ایمان کن!» و میکند!
اینها باید از روی اساس و واقعیّت و از روی خواست و اتّکای به خدا باشد؛ نه اتّکای به نفس، نه اتّکای به جمعیّت، نه اتّکای به ملّت و نه اتّکای به افراد، همۀ اینها راه خلاف است.
اشتباه سیّد جمالالدّین اسدآبادی در اتّکای به خود در قبال اتّکای به خدا
دربارۀ سیّد جمالالدّین اسدآبادی افغانی خیلی حرفها هست که او چطور مردی بوده است و آیا این مرد واقعاً مسلمان و مؤمن بوده است؟ حرف خیلی زیاد است. آنچه در لُب و نتیجه بهدست میآید اینکه: این مرد مسلمان و تحقیقاً شیعه بوده است و مرد اهل حکمت و مسلّماً اهل همین همدان بوده است؛ مسلّماً اینطور بوده است و شکّی نیست. پیش آخوند ملاّ حسینقلی همدانی در نجف تردّد داشته است و از شاگردان آخوند ملاّ حسینقلی بوده است، امّا نه از شاگردان پا بر جا، بلکه به مکتبش رفتوآمد داشته است. امّا او بعداً در هنگامی که خود مرحوم آخوند در نجف بود و حیات داشت، حرکت کرد و از نجف رفت؛ چون مرحوم آخوند ـ رحمة اللَه علیه ـ سنۀ ١٣١١ هجری قمری از دنیا رفتهاند، ولی او قبل از سنۀ ١٣٠٠ شروع به جهانگردی کرده بود. داستانهایش مفصّل است؛ او چند سال در افغانستان بود، بعد به هند رفت، بعد به مصر رفت، بعد به پاریس رفت و بعد هم به ایران آمد، و بالأخره در سنۀ ١٣١٤ یا ١٣١٥ هجری قمری در استانبول از دنیا رفت.

