جایگاه زن در نظام عالم هستی
3من روحی)1 هست از آن جهت، جامعیتِ اسماء کلیه و واجدیت اسم اعظم را دارد.
لذا جبرائیل دیگر از مرتبه اسم نتوانست عبور کند و در همان مرتبه علم که اسم پروردگار است متوقف شد، ولی رسول خدا صلیاللَهعلیهوآله از مرتبه اسم عبور کرد و به مرتبه ذات رسید این همان جایی است که جبرائیل نتوانست، و عرض کرد که" لَو دَنَوتُ أَنمُلَةً لَأحْتَرَقتُ" اگر از این مرتبه وجودی و کمال وجودی خود بخواهم پا فراتر بگذارم آن حقیقتِ اسمی خودم را از دست میدهم آن وجود خودم را زایل میکنم و دیگر اسمی نخواهم بود، دیگر علمی در این جا نخواهد بود، دیگر قدرتی در این جا نخواهد بود. آن مرتبه اسمیت در مرتبه تکاملی و تجرد وجودی جناب جبرائیل، به همان مرتبه فعلیت پیدا کرده نه بالاتر، ولی وجود رسول خدا صلیاللَهعلیهوآله یک حقیقتی بود که توانست از این مراتب اسمیت عبور کند از مرتبه علم عبور کند از مرتبه قدرت عبور کند از مراتب دیگر و صفاتِ پروردگار و اسمائی که از این جهت نشأت میگیرد، از همه آن ها عبور کند و به مقام آن ذات برسد.
این مسئله خب در مورد حضرت فاطمه زهرا سلامعلیها هم هست هیچ تفاوتی نمیکند در مقام حضرت زهرا هم جبرائیل میگوید: لَو دَنَوتُ أَنمُلَةً لَأَحتَرَقتُ که سعدی میگوید:
اگر ذرّهای زین نمط بر پَرم *** فروغ تجلّی بسوزد پَرم یک سر سوزن بخواهم از این مرتبه بالاتر بیایم دیگر آن اشعه قاهره جلالیه ذات، اسمی را باقی نمیگذارد و اسم محو خواهد شد پس آن مقدار که من از مقام ذات فیض میبرم و لطف و عنایت حضرت پروردگار شامل من میشود در همان مرتبه اسمیت است، بالاتر از او و باطنتر از او و مغزتر از او و مجرد تر از او برای من تقدیر نشده، سرشت من این است، تکوین من این است، وجود من این است، این مرتبه مرتبه من است، سایر ملائکه هم همین طور این مرتبه مربوط به حضرت فاطمه زهرا سلامعلیها است، این مرتبه به حضرت زینب کبری سلامعلیها است، این مرتبه مربوط به هر زنی است که آن زن به واسطه سلوک و به واسطه صعود به مراتب توحید بتواند از مرتبه اسمیت ردّ بشود در مرتبه صفات و در مرتبه اسماء نماند، این جا آن جایی است که میگویند فناء ذاتی یعنی جایی که انسان از مرتبه صفتیت و از مرتبه اسمیت خود را رها میکند و بالاتر میرود و دیگر به خود نمیتواند نگاه کند به عنوان یک موجود مستقل دیگر نمیتواند خود را بیابد و دیگر نمیتواند بین خود و بین سایر اشیاء امتیازی قائل بشود آن یک حقیقت را مشاهده میکند که او عبارت است از همان وجود بحت و بسیط و بصرافه، این را میگویند مقام مقامِ تجلی ذات و مقام تجردِ ذات و مقامِ توحیدِ ذات که توحید ذاتی از او تعبیر میآورند این آن مقام است در این مسئله مرد و زن فرقی نمیکنند.
- سوره (٣٨) ص، قسمتى از آيه ٧٢.

