کیفیت هدایت خداوند متعال نسبت به انسان
7جلسه فردا به مناسبت مطلب عرض میکنم به عنوان تتمهاین بحث مطالب فردا را هم دوستان [و] مخدرات، به آن توجه کنند، در دنباله این مسئله است. و به هر مقدار که جنبهجهل انسان به مسئله بیشتر بشود از خود دیدن، خود را شخصی پنداشتن، برای خود حساب باز کردن، خود را از بقیه متفاوت دیدن، برای خود جایگاه خاصی جدای از بقیه [معتقد] شدن، من کی هستم، با بقیه فرق میکنم من فلان زن هستم من ارتباط با فلان جا دارم من زن فلانی هستم من خاله فلانی هستم تمام اینها کشک است و همه اینها حباب است و همهاینها پوچ است و پوک است و هیچ واقعیتی ندارد و غیر از توهمات و تخیلات و غیر از فرو رفتن در دنیا برای انسان حاصلی ندارد. صد سال انسان در این افکار باشد به اندازه یک سانت از این زمین و فرش بالاتر نمیآید میخواهید امتحان کنید یک سانت بالا نمیرود و بعد حالا که بالا نمیرود هیچ! تازه وقتی که آن طرف میرود میآیند سراغش، این حرفها چه بود؟ این فکرها چه بود؟ صد سال به تو عمر دادیم که در این حرفها زندگی کنی؟ فلانی شوهر من است فلانی خاله من است یا فرض کنید که مردها هم همین طور، تفاوت نمیکند.
من دارای فلان موقعیت هستم من دارای فلان مکنت هستم من دارای این میزان از علم من امور فلان جا را به عهده دارم، این حرفها چیست؟ تمام این حرفها مزخرفات و خرافات وو اباطیل است کسراب بقیعی یحسبه الضمآن ماءا سرابی که انسان از دور میبیند و تصور میکند که آب است و وقتی میرود نزدیک میشود غیر از ریگهای تفتیده و گرمای سوزان بیابان حاصلی ندارد، چیزی نیست. تازه ای کاش سرجایش میما ند این همه راه رفته آن تتمه آبی هم که در بدنش بود تمام شده، نه به آب رسیده نه دیگر ذخیره برای ماندن دارد ذخیره برای ماندن در این دنیا وحیاتی دارد. این جا است که دست حسرت بر سر میکوبد و تمام عمر بربادرفته را بر باد رفته میبیند و هیچ ا ثری از این عمر در خود مشاهده نمیکند. خب حال که این طور است چرا انسان بیاید این کار را انجام بدهد؟ چرا انسان بیاید و این موقعیتی که برای او پیش آمده بخواهد این موقعیت را به هدر بدهد؟ وقتی که میفرمایدانّا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا، ما راه را نشان دادیم خب انسان بیاید از این راه تبعیت کند به جای این که بیاید در مقابل این را ه موضع بگیرد به جای این که بیاید در مقابل این راه بایستد، الان خیلی جاها این طور است دیگر، خیلی مسائل این طور است

