کیفیت هدایت خداوند متعال نسبت به انسان
3تصور این است که به وظیفه خود عمل میکنند در حالتی که بارها خدمت رفقا عرض کردم که مسئله خواندن قرآن، تدبر در معانی قرآن است و این که انسان کتابی را در قبال خودش بگذارد دستورالعملی را در قبال خود بگذارد و به آن عمل کند. بزرگان و اولیاءالهی با قرآن این طور برخورد میکردند و واقعا قرآن را به عنوان یک نسخه، محطّ برای کارهای خودشان قرار میدادند و انسان این مسئله را کاملا مشاهده میکند کاملا میفهمد و کاملا این مسئله را درک میکند که چطور این مسئله در طول تاریخ اسلام همواره مدّ نظر بزرگان بوده و بسیاری آن را به طور کل ترک کردند و کنار گذاشتند.
یک شخصی نقل میکرد که رفته بود منزل یک عالمیو وقتی که نگاه کرده بود، در بین [این که] داشت کتابهای طاقچه را نگاه میکرد یک قرآن را برداشت، آن عالم نبود در منزل، وقتی کتاب را باز کرد مثل یک کتابی که یکی دو سال در جایی مانده چطور گرد و غبار از آن بلند میشود، این طور! وقتی آن را باز کرد گرد وغبار از این قرآن بلند شد! التفات کردید مسئله چیست؟ بعد وقتی که آن شخص آمد خود او تعریف میکرد من از باب کنایتاً نه تصریحا، سوال کردم که شما مثلا در روز چقدر قرآن میخوانید؟ گفت من اصلا سالهاست که قرآن نخواندم و من وقت نمیکنم به قرآن بپردازم! کار و تألیفات و نوشتههای من و هدایت و ارشادی که میکنم مردم را، آن قدر زیاد است که فرصت برای خواندن قرآن را ندارم!
ببیند ما کجا رفتیم و در کجا سیر میکنیم؟ مرحوم علامه طباطبایی رضوان اللَه علیه میفرمودند ما با سنیها یک وجه مشترک داریم یک وجهافتراق. وجه مشترک ما این است که هر دوی ما یک چیز را گرفتیم و دیگری را رها کردیم و اما وجه افتراق ما این است که آنها قرآن را گرفتند عتر ت را رها کردند ما عترت را گرفتیم قرآن را رها کردیم! این صحیح نیست.

