مکتب عرفان مکتب حرّیت، منطق و حرکت براساس حق
7پرونده را روسفید در قبال قضاوت افراد قرار بدهم و الا خب خیلی از مطالب بود، بنده میتوانستم بگویم خیلی از اسرار بود میتوانستم فاش کنم وارد خیلی از جزئیات میتوانستم بشوم که البته این کار خب هتک احترام مؤمن است و آبروریزی مؤمن است و نه تنها مطلوب نیست بلکه خدای نکرده حرام هم هست و انسان باید نسبت به این مطالب رعایت موازین را بکند.
اصلا ما برای چه این جا جمع شدیم؟ مکتب ایشان مکتبی است که این مطالب را بهما گفته، آن وقت ما بیایم خلاف آن را عمل کنیم؟ بنده شاهد عینی دارم در جلساتی که آن جا منعقد میشد افراد به هم میگفتند تهمت زدن برای رسیدن به مقصود هیچ ا یرادی ندارد! یعنی شما ببینید در مکتبی که خدا مقصد و مآل آن مکتب است برای رسیدن به خدا باید تهمت زد! خب این چه جور میشود؟ این چه خدایی است دیگر؟ شاهد عینی برای من این مطلب را گفت یعنی من از طرف خود یا [به دروغ] نقل نکردم این مطالب را.
در یکی از این مسائلی که من با یکی از این مخدراتی که اینها از افراد بسیار ساعی و خیلی سنگ به سینه زن این جریانات بود، بنده در یک مجلسی که با او بودم سوال کردم که نظر شما راجع به این قضیه چیست؟ شما که دارید این مطلب را مطرح میکنید، راجع به یک مطلبی. و درطهران هم هست منزلشان در طهران است. گفتند که دیگران این طور میگویند! نمیخواهد بگوید من، ببینید چطوری از زیر پاسخ دادن فرار میکنند! گفتم من از دیگران سوال نکردم از شما سوال کردم. بعد به همین کیفیت، به یک نحوه که بله! حالا فلان! گفتم میدانی با کی داری حرف میزنی؟ همین طوری، میدانی با کی داری حرف میزنی؟ از تو میپرسمنظرت راجع به این مطلب چیست؟ این در و آن در زدن یعنی چه؟ و آخر هم ا یشان نگفت! چرا نگفت؟ چون خودش گیر میافتد

