مراد از نقصان عقول زنان
5مطلب است که انشاءاللَه در ابلاغ آن مطلب، رعایت امانت شده باشد. اما این که بنده اجازه بدهم یا ندهم نخیر، یک همچنین مسائلی اصلا وجود ندارد و در شأن بنده این نیست که خود متصدی این گونه امور بشوم. اما راجع به این مسئله توضیحی باید عرض کنم.
در زمان مرحوم آقا، بله ایشان رفتن به تالار را منع میکردند و برای این قضیه دلایلی را ذکر میکردند و از جملهی آن دلایل، عدم امنیت و رعایت موازین بود که در این گونه موارد عمومیطبعا ممکن است وجود داشته باشد. مطالبی را که ایشان نقل میکردند یکی این بود که در این تالارها طبعا افراد متعددی رفت و آمد میکنند. تمام آن اشخاصی که اینها شرکت میکنند همه افراد صالحی که نیستند و مجلس طبعا مجلس معصیت خواهد شد و بخصوص این که ممکن است مرد هم در این گونه موارد شرکت کند و مجلس معصیت برای سایر افراد هم اشکال دارد بنابراین انسان در مجلسی شرکت میکند که قبلا در آن مجلس معصیت شده است و مطلب دیگر که خب مسأله عدم احساس امنیت وآرامش بود حالا [آیا] مسألهدیگری [هم] بود [یا نه؟] بنده نمیدانم. شاید خود ایشان هم نخواستند خیلی بیش از این نسبت به مسئله توضیح بدهند و همین مقدار را برای رعایت مطلب و اطاعت کافی میدانستند. ولی خب از آن جایی که بنده در این مقام نیستم که مسئلهای را محدود کنم و یا امر و نهیی در این قضیه داشته باشم. فقط به بیان مطلب در محدودهای که به ذهن میرسد ما باید اقدام کنیم.
از نقطهنظر حقیر رفتن به تالارها از این جهت اشکال دارد که آن جا محل امن نیست و مواردی از تخلف در این گونه جاها دیده شده است. جایی که ترتیب و تنظیم امور در اختیار انسان نیست چگونه انسان میتواند در یک مکانی با یک همچنین کیفیتی شرکت کند؟ و اگر شخصی جداً بخواهد اهتمامیداشته باشد نسبت به اوضاع خودش، این باید یک مراقبت بیشتری بکند و این یک مسأله طبیعی است. مهم رسیدن به مطلب است اما تشخیص مصداق برعهده بنده نیست. لعل این که شخصی در این جا اظهار کند که نخیر، فلان تالار حتی از منزل شخصی ما هم مطمئن تر است آن دیگر با خود است، بنده دیگر آن جا را نهی نمیکنم. اگر یک همچینن مطلبی هست که این قدر به این قضیه اطمینان وجود دارد خب این مطلبی است و یا این که مجالس عمومیمانند استفاده ازورزشگاهها و یا استخرها و یا امثال ذلک، از دیدگاه بنده به هیچ وجه اطمینان وجود ندارد چون بنده طبق تجربیات و شنیدههای خودم به هیچ جا اطمینان ندارم اخیراًهم که مسائلی روشن شده، لابد طبعا همه هم میدانید. با توجه به اینگونه مسائل چگونه یک فرد خودش را میتواند قانع کند بر این که پا به یک همچنین جاهایی بگذارد حال اگر توانسته به این مسئله برسد و شرایط را برای خود مجاز میبیند این دیگر

