زن و مقام خلیفةاللَهی
9فتنهای که از اول و آخر پیدا شد از این چرایی بود که شیطان گفت، چرا خدایا این سرّ را در آدم قرار دادی در ما قرار ندادی؟
ملائکه آمدند تسلیم شدند گفتند خدایا مالک تویی ربّ تویی خالق تویی مرید تویی قادر تویی قهار تویی دلت میخواهد اینجا قرار بده دلت نمیخواهد قرار نده ما مخلص تو هستیم ما کاری به کار تو نداریم این را گفت خدا هم اینها را عزیز داشت گفت سجده کنید حالا سجده کنید اینها هم در مقام اطاعت و انقیاد چون این سرّ را دیدند از ناحیه پروردگار، اینها سجده کردند ولو این که آن سرّ در یک مظهری ظهور کرده باشد، به آن چکار داریم به او چکار داریم. وقتی که به یک کلاس درس میرود و استاد میخواهد برای او درس بگوید نگاه به قد و اندازه استاد که نمیکند نگاه میکند این سواد دارد یا ندارد حالا این استاد سرش مو دارد یا ندارد این به سرش چکار دارد حالا این کتش رنگش قهوهای است یا خاکی رنگ است به کتش چکار دارد لباسش چکار دارد به عبایش چکار دارد این سواد دارد یا ندارد
فلان شخص آمده بود پیش ما، آقا پیش دکتر مراجعه میکنیم دکتر خیلی نماز خوان نیست گفتم شما به نماز شبش چکار دارید؟ این دکتر متخصص است شما به او مراجعه کن دیگر. خدا رحمت کند مرحوم آقا میرزا حسن نوری از دوستان مرحوم آقا هم حجرهای مرحوم آقا بود میگفت یک روز ما یک گوسفند خریدیم آوردیم منزل که چند روزی داشته باشیم بچهها با او بازی کنند بعد هم ذبحش کنیم آمدیم منزل دیدیم این یک چشم ندارد برداشتیم گوسفند را بردیم دم آنجا یا صدایش کردیم آن شخص را آمد، گفتیم گوسفندی که به ما فروختی یک چشم ندارد گفت مگر میخواستی برایت دعای کمیل بخواند که حالا یک چشم ندارد؟ میخواستی سرش را ببری حالا چند روزی ....! حالا انسان که میرود پزشک نباید از او سوال کند که دیشب نماز شب خواندی؟ دعای کمیل خواندی؟ نه آقاجان! تشخیص دارد.

