حقیقت فطرت، ضوابط و ملاکات آن
5تفاوتی نمیکند. در هر زمینهای که مسئله نفس در کار باشد مورد و زمینه به قضایا و اهواء نفسانی برمیگردد گرچه رنگ و لعاب الهی داشته باشد حالا چه برسد به این که مسائل، اصلا دنیوی و اجتماعی و سیاسی باشد یعنی برای رسیدن به مقاصد و مسائل نفس، او اصل است منتهی عبارات دیگر مسائل دیگر کارهای دیگر این میآید ضمیمه میشود. اصل این است که نفس به منافع نفسانی و لذات نفسانی و دنیوی خودش برسد حالا در قالب خدمت به مردم در قالب ادارهامور جامعه در قالب گرفتن زمام حکومت در قالب به دست آوردن امور اجتماعی، مطلب این نیست. مطلب این است که این میخواهد به نفسانیت خودش برسد این میخواهد به هواهای خودشبرسد این میخواهد به لذات برسد این میخواهد بر لذت حکمرانی غلبه پیدا کند این میخواهد بر گرده مردم سوار شود مسئله مسئله نفس است.
اگر به او بگویند آقا شما میخواهی به مردم خدمت کنی نمیخواهم خدمت کنی برو سرجایت بنشین! نه آقا نمیشود. نمیشود آقا! کار میماند مردم احتیاج دارند چطور میشود؟ انسان باید خدمتی بکند انسان باید کاری انجام بدهد بیکار نشستن که هنر نیست فلان نیست همین مسئله اگر در زمینه تشریع و در زمینه تبیین احکام و تبلیغ اگر مطرح باشد مطلب از همین قرار است فرقی نمیکند فرق نمیکند. چند شب پیش بود داشتم کتابهای مرحوم آقا را مطالعه میکردم دفتر یادداشتهای متفرقهشان را، یک حکایت جالبی دیدم. مرحوم آقا در زمان حیات خودشان از مرحوم آقا میرزا محمد تقی شیرازی، استاد پدرشان (جدّ ما) خیلی یاد میکردند به قُدس و تقوا و زهد و اعراض از دنیا و عدم توجه به ریاست و شخصیت و از این گونه مسائل، خیلی توجه میکردند همان شخصی که در تقلب توحید علمی و عینی در اول کتاب، در آن مقدمه بحثی راجع به مرحوم آقا سید احمد کربلایی وقتی که میکنند از ایشان اسم میبرند. بسیار مرد زاهد و عابدی بوده، معرض از دنیا بوده، از شاگردان بسیار مبرّز یا حتّی میشود گفت شاگرد اول مرحوم میرزا حسن شیرازی، آن میرزای معروف که تنباکو را حرام کرد و اینها، شاگرد ایشان بود و بعد از مرحوم میرزا مرجعیت به مرحوم میرزا محمدتقی رسید میرزا محمدتقی شیرازی.

