سلوک عرفانی مبتنی بر فطرت ، عقل و شهود
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبى القاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
راجع به مسائلی که در جلسات گذشته [مطرح شد] اگر از مخدرات کسی سوالی دارد سوال کند تا اینکه ما به مطلب جدید بپردازیم. اگر هم سوالی نیست که خب علی کل حال وارد مسئله دیگر میشویم.
در جلسات گذشته صحبت راجع به فطرت و حرکت به مقتضای فطرت بود و به مناسبتی در دو یا سه جلسه مسئلهای راجع به ازدواج پیش آمد که استطراداً مطالبی راجع به این مطلب از دیدگاه عرفانی و از دیدگاه عقلایی و همین طور اسلامیمسئله، بررسی شد.
همان طوری که قبلا به عرض رفقا و دوستان رسید اساس و مبنای حرکت سلوکی و عرفانی بر اساس فطرت و عقل و وجدان و شهود است. بارها این مسئله را من عرض کردم که اگر شخصی هیچ دینی نداشته باشد، بر اساس مبانی عقلایی و حکم عقل هیچ راهی جز پذیرش راه عرفان و سلوک و همین مکتبی که بزرگان و اولیاءالهی انسان را به این مکتب دعوت میکنند ندارد. یعنی عقل ما را ملزم میکند بر این که همین راه و همین قسم و منهج و طریق را انتخاب کنیم. روی این اصل اتحاد بین مبانی عقلاییه و حکم عقل و مبانی شرع و شهودِ عرفانی وجود دارد که آن اتحاد حکایت از یک واقع و یک حقیقت و یک عالم نفس الامر را میکند و همه این طرق مختلفه و ثلاثه از یک جا منشأو از یک جا نشأت گرفتند. درست مثل یک کارخانهی اتومبیل سازی که این کارخانه اجزاء مختلفی را برای اتومبیل به وجود میآورد. در یک جا لاستیک اتومبیل را میسازند در یک جا موتورش را میسازند و در جای دیگر سایر اجزایی که قوه محرکه را به چرخها منتقل میکند در آن جا به وجود میآورند.

