سلوک عرفانی مبتنی بر فطرت ، عقل و شهود
5در صد برسد که از نقطهنظر سعه وجودی به آن حدّی باشد که در اتصال او به عقل فعال دیگر هیچ گونه خلل و نقصی وارد نشود. این طور نباشد امروز یک تصمیم بگیرد فردا پشیمان بشود! معلوم است یک جای قضیه ایراد دارد این طور نباشد امروز راجع به شخصی یک نظریهای اظهار میکند فردا متوجه بشود نظریه او غلط بوده. این طور نباشد امروز برای خود این طور صلاح میداند که با یک شخصی رفت و آمد کند فردا متوجه بشود که رفت و آمد او با این درست نبوده. این طور نباشد که راجع به یک فرد امروز این قضاوت را بکند روز دیگر متوجه بشود که قضاوت او عجولانه بوده.
تمام اینها ناشی از این مسئله میشود که عقل ما برای رسیدن به واقع و برای رسیدن به حقیقت هنوز راه درازی در پیش دارد هنوز کار دارد هنوز احتیاج به ممارست و مراقبه و ورزش دارد هنوز احتیاج به نورانی شدن و تجردِ بیشتر دارد، تجرد بیشتر دارد. در محکمه هر کسی بهتر صحبت کند و بهتر مطلب را بیان کند از نقطه نظر قاضی او مقدمتر است. وکیل به آن شخصی گفته میشود که بتواند مطلبی را که موکل از او خواسته بهتر جا بیاندازد حالا به حق و باطلش کاری ندارد. میگویند آن وکیلی زبردست تر است که بتواند مطلب خود را بیشتر به قاضی بقبولاند! نمیگویند حق را بگوید.
در سابق، در زمان طفولیت، من به یاد میآورم یکی از وکلا که نویسنده هم بود و ما وقتی که به مدرسه میرفتیم این معلم ما در کلاس چهارم پنجم ابتدایی من بودم در کلاس درس مقالات و نوشتههای اورا از روی کتاب میآمد میخواند. بسیار قلم عالی و قلم روان و بسیار جذابی داشت هنوز آن حکایتها و آن مقالهها در ذهن من مانده. این یک فرد بسیار امروزی و دنیایی و فرصت طلبی بود و میگویند به نحوی در محکمه مطالب را بیان میکرد که یک شخصی را که عمدا و متعمدا از روی غرض، یک شخصی را به قتل رسانده بود کاملًادر دادگاه تبرئه میکرد یعنی در صحبت کردن و در بیان مطلب، این قدر دقیق مطالب را میپیچاند دور میزد برمیگرداند حرف را، بعضی را میگفت بعضی را نمیگفت ....، این سخنوری و این سخن دانی برای خودش یک عالمیدارد و انّ من البیان لسحر، بعضی از اقسام بیان و صحبت کردن اصلا مانند سحر میماند یعنی چطور سحر میآید و اختیار را از انسان میگیرد و انسان کاری انجام میدهد بدون اختیار، این بیان هم به همین کیفیت است خب این تمایز بین حق و باطل را در این جا رعایت نمیکند که آیا این بیانی که دارد میکند این دفاعی که الان دارد میکند دفاع دفاع حق است یا دفاع باطل و حرام است؟ هیچ توجهی به این قضیه [نمیکند] پول گرفته از موکل، حالا باید حرف موکل را به کرسی بنشاند به حق و باطلش کاری ندارد. پول گرفته از موکل و باید مطلب را به نفع موکل تمام کند، به حق و باطل کاری ندارد این را میگویند معامله کردن، معامله است.

