در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سلوک عرفانی مبتنی بر فطرت ، عقل و شهود

14318
نسخه عربی

سلوک عرفانی مبتنی بر فطرت ، عقل و شهود

7
  •  قاضی هم می‌آید طبق نظر او مطلب را می‌گوید و حکم می‌کند. بعدا مشخص می‌شد که این حکم چیست؟ باطل بوده.

  •  اما افرادی که آنها عقلشان به مرتبه عقل فعال رسیده از همان جمله اولی که این می‌گوید می‌فهمند این دروغ است می‌فهمند دروغ است می‌فهمند کلک است می‌فهمند نفاق است می‌فهمند پشت قضیه، کاسه‌ای زیر نیم کاسه‌ای است چرا؟ چون آن عقل آنها را در ارتباط با این شخص به واقع می‌رساند. در بند الفاظ نیستند در بند ظواهر نیستند امروز یک مطلبی را فردا یک مطلب دیگری را، این طور نیستند. با صحنه سازی، رأی و ذهن آنها تغییر پیدا نمی‌کند، صحنه سازی. با آشوب کردن نظر آنها عوض نمی‌شود آنها به حقیقت مسئله و مطلب نگاه می‌کنند

  •  یک روز امیرالمؤمنین علیه السلام در مسجد نشسته بودند یک مرتبه دیدند سر و صدایی شد بیرون مسجد و یک عده‌ای جمع شدند و دارند می‌آیند، آمدند و گفتند چه خبر است؟ گفتند یک زنی است که به او تعدی شده است و برای دادخواهی آمده و حیثیت او از بین رفته آبروی او رفته عفت او از بین رفته، فلان کس به او چه و چه می‌گوید [و] از این مسائل. به داد من برسید ای وای چه شده! حضرت فرمودند بگو چه شده؟ شروع کرد به گریه کردن ای وای! ای علی به دادم برس ببین چه شده و نمی‌دانم هتک چی شده و فلان و حیثیت ما از بین رفته و ....! حضرت یک نگاه کردند گفتند آرام باش درست صحبت کن گریه نکن حرف را بدون گریه بزن. حضرت یک نگاه کرد فهمید دروغ است. همه این صحنه سازیها دروغ است چرا؟ آن دارد با نور و با آن بینش نگاه می‌کند می‌فهمد دروغ است. بگو ببینم چه شده؟ جریانش خیلی مفصل است بعد مشخص می‌شود که اتفاقا خود این زن یک تهمتی را بر یک جوان پاک و عفیف روا داشته، امیرالمؤمنین اور ا مفتضح می‌کند.