لزوم وحدت و اخوّت بین مسلمانان
7بعد مثال میزنند و میفرمایند:
مانند گوسفند که اگر انسان آن را رها کند، ممکن است به نزدیک قُرقگاه برود و اگر کسی نزدیک قرقگاه برود، ممکن است در آن حِمیٰ و قُرقگاه واقع بشود؛ پس شما هم در این امور مشتبه که مسئله برایتان روشن نیست، اقدام نکنید تا اینکه روشنیاش بر شما واضح بشود و از روی اعتقاد و یقین به آن کار دست بزنید!
و المؤمنُ مِنَ المُؤمنین کالرّأسِ مِنَ الجَسَدِ، إذا اشتَکیٰ تَداعیٰ عَلیهِ سائرُ
الجَسَدِ؛ «هر فرد مسلمان نسبت به جامعۀ مسلمان مثل سر است نسبت به بدن، که اگر سر درد بگیرد تمام بدن درد میگیرد.»1
این روایتی که این قسم عرض کردم واقدی در کتاب المغازی نقل میکند. او از مورّخین غزوات پیغمبر است که این کتاب را در صدۀ سوّم هجرت، یعنی بیش از هزار و صد سال پیش تألیف کرده است. مرحوم علاّمه مجلسی در مجلّد سادس کتاب بحار الأنوار،2 این روایت را جزء غزوات پیغمبر از واقدی نقل میکند؛ ولی بعضی دیگر این فقره از این روایت را اینطور گفتهاند:
تَرَی المؤمنینَ فی تَراحُمِهم و وُدِّهم کالجسدِ الواحدِ؛ إذا اشتَکیٰ عضوٌ تداعیٰ علیها سائرُ الأعضاء بالسَّهَرِ و الحُمّیٰ؛3 «مؤمنین حکم یک پیکر را دارند که اگر یک عضو از اعضای این پیکر رنجور بشود، تمام اعضای بدن رنجور میشود.»
ولی این عبارت، عبارت پیغمبر نیست؛ عبارت پیغمبر همان بود که اوّل عرض کردم و خیلی لطیفتر است؛ زیرا این عبارت میگوید: «اگر یک بندۀ مؤمن مریض بشود مثل این است که عضوی از اعضای بدن درد گرفته است.» مثلاً اگر پای انسان درد بگیرد، کمر انسان درد بگیرد و یا دست انسان درد بگیرد، تمام اعضای بدن در این درد شرکت میکنند و همه بیخوابی میکشند و همه را تب فرا میگیرد تا اینکه این عضو معالجه بشود.
امّا پیغمبر از این لطیفتر میفرمایند:
المؤمنُ مِنَ المؤمنینَ کالرّأسِ مِنَ الجَسَدِ؛ «هر فرد از افراد مؤمن به منزلۀ سر نسبت به بدن است.»
- المغازی، واقدی، ج ١، ص ٢٢٢؛ بحار الأنوار، ج ٢٠، ص ١٢٦؛ با قدری اختلاف در مصادر.
- بحار الأنوار، طبع کمپانی، ج ٦، ص ٥١٢.
- المؤمن، کوفی اهوازی، ص ٣٩؛ صحیح البخاری، ج ٧، ص ٧٧؛ صحیح مسلم، ج ٨، ص ٢٠؛ إحیاء علوم الدّین، ج ٢، جزء ٦، ص ٥؛ با قدری اختلاف در مصادر.

