سلوک بانوان و تفاوت آن با سلوک مردان
9نداشته، نفقه شما را که دارد میدهد شما در منزل دارد نگه میدارد نفقه شما را میدهد، به خاطر مسائلی به خاطر یک اموری خدا این حق را به او داده که راجع به بعضی از موارد این امور را انجام بدهد، چرا شما دخالت میکنید؟ چرا شما با سوال و جواب و تحقیق و تفحص و اینطرف و آنطرف به یک نکته میرسید و بعد رسیدن به این نکته وبال خود شما خواهد شد، این که دست از این کارش برنمیدارد مثل خوره میافتد به جان شما، شما را شروع میکند به خوردن نفس شما را، زخم معده گرفتم قلبم درد گرفته دیروز خانه ما ...، بله خب همین است دیگر اینها چیزهایی است که از روی هوا گفته نمیشود، یک مسائل مهمیاست که صرف نظر از این که موجب بعضی از کدورتها خواهد شد و تأثیری در قضیه نخواهد داشت، موجب سد راه خود زن است راهش را میبندند دیگر چرا میبندد چون سلوک انسان به معنای حرکت از جزئیت به کلیت است و این تحکم و تخیل و تصورات انسان را در همین جزئیت نگه میدارد، ابدا اگر هزار مرتبه ذکر یونسیه انسان بگوید زن بگوید فایده ندارد هیچ فایده ندارد، اگر روزی ده هزار مرتبه لا اله الا اللَه بگوید و برود از کار شوهرش سر دربیاورد بنده در اینجا تضمین میکنم در روز قیامت بیایید جلوی من را بگیرد اگر غیر از این بود ما مسئول باشیم بنده در اینجا به شما میگویم یک سانت جلو نمیرود، یک سانت، چرا؟ خدا این طور قرار داده عالم تربیت مطابق عالم تکوین است، وقتی خدا فطرت را برای زن به یک نحوی قرار داده که در این گونه مسا ئل دخالت نکند، خب مسیر آب را که نمیشود برگرداند آب دارد الان از اینطرف میآید به این سمت هم سرازیری دارد دریا راه باز کرده شما جلوی این را بگیرید آب را برگردانید به دریا، این نمیشود فشار میدهد میآید جلو، باید راه آب را باز کرد تا این که بهتر بتواند بیاید و مزرعه دل را سیراب کند و ضمیر تشنه ما را بتواند آبیاری کند این راه میشود راه فطرت و راه سلوک و من به او گفتم، گفتم شما هیچ چاره ندارید هیچ چاره ندارید جز این که الان توبه کنید، شوهر شما چقدر مخارج برای شما میآورد؟ چقدر خرج میکند؟ گفتم چقدر خرج میکند؟ یک خرجی ... بنده خدا شوهرش هم همچنین اینطور نبود که چیز نکند، گفت چرا از پسر من اجاره میگیرد گفتم خب دلش میخواهد دیگر صلاح میداند صلاح میداند که اجاره بگیرد میخواهد تربیت کند میخواهد .. بار بیاورد علیکلحال میل خودش است شما نمیتوانید، حالا یک کسی دیگر میآید نصیحت میکند یک کسی دیگر میآید شما نباید این کار را بکند، گفتم چقدر خرج میکند گفت اینقدر، گفتم فرض کنید از این ماه شوهر شما فقط این مقدار در میآورد بیشتر در نمیآورد، میگوید من دلم میخواهد اینقدر تا حالا ده ساعت کار میکردم حالا دلم میخواهد دو ساعت کار کنم، شما میتوانید به این حرف بزنید؟ نمیتوانید حرف بزنی، که شما میتوانی به این بگویی که این قدر بده که ما و فرزندان و ما و پنجاه سال بعد از ما هم

