در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سلوک بانوان و تفاوت آن با سلوک مردان

15015
نسخه عربی

سلوک بانوان و تفاوت آن با سلوک مردان

5
  •  نیاز به راهنما نبود نیاز به استاد نبود چون مسئله مسئله روشن است، کسانی که مدعی بی‌نیازی از استاد هستند اینها به لسان حال معترف و معلن به قصور در همه موارد لامسه و خلل وجودی نفس خودشان هستند، یعنی می‌گویند ما با تمام خصوصیات نفس آشنایی داریم با تمام موانع آشنایی داریم به تمام خطرها اطلاع داریم به تمام مصالح احاطه داریم این معنای بی نیازی از استاد است، در حالی که این جهالت محض است کجا انسان می‌تواند به آن موارد ناقصه و آن موارد خلل وجودی خود پی ببرد، روی این جهت برای این مسئله و تحقق این مسئله قوانینی جعل شده، احکامی‌وضع شده این احکام بعضی‌ها از آن ملزم است و بعضی‌ها این احکام ملزم نیست.

  •  مقصود از ملزم به مرحله حرمت است غیر ملزم به مرحله کراهت است، احکامی‌است که آن احکام را اگر در محیط خانوادگی و محیط اجتماعی آن احکام را رعایت نکنند موجب فساد جامعه و از بین رفتن کانون خانواده و بروز هرج و مرج در روابط عادی و روابط خانوادگی است، این احکام می‌گویند احکام ملزمه، این احکام می‌شود احکامی‌که واجب است محیط خانواده نسبت به این احکام ملتزم باشند و انجام بدهند و یا حرام است این که اینها را انجام بدهند اینها احکام الزامی‌است، مانند این که فرض کنید که حرمت تعدی به ناموس غیر این حکم حکم الزامی‌است، حرمت خروج زن از منزل بدون اجازه شوهر این حکم حکم الزامی است، حرمت دعوت غیر به منزل بدون اجازه شوهر این حکم حکم الزامی‌است، لزوم نفقه مرد بر زن این حکم حکم الزامی‌است، خب احکام الزامی‌خیلی داریم که عدم تحقق و التزام به این احکام موجب از بین رفتن محیط خانوادگی است، خانواده از هم می‌پاشد و فساد پیش می‌آید.

  •  بعضی از احکام احکام غیر الزامی‌است ولی رعایت آن بسیار مناسب است و جهت ترقی و بهبود روابط اجتماعی و خانوادگی آن احکام تدوین می‌شود که ما فعلا در صدد بیان این احکام هستیم، احکام الزامی احکامی که خب در بعضی از آنها در رساله‌های عملیه نوشته شده و احکامی‌است که علی‌کل‌حال هر شخصی در التزام به این احکام باید به مرجع تقلید خودش مراجعه کند، ولی احکام غیر الزامی که به آن احکام اخلاقی گفته می‌شود این مسئله مسئله‌ای است که دیگر در رساله های عملیه نیست، اینها مسائل دقیق وحساسی است که تکامل طرفین از زن و مرد منوط به رعایت این مسائل است، یکی از فرض کنید یکی از مباحثی که بحثش را بعدا می‌کنیم یکی از مواردی که زن نسبت به آن مورد نباید با شوهر محاجه کند و به پای او بپیچد و او را در این مورد مورد سوال و جواب قرار بدهد او عبارت است از کیفیت دخل و خرجی که مرد می‌کند، کیفیت مخارجی که مرد دارد کیفیت دخلی که مرد دارد، مرد چطور دخل می‌کند از کجا به دست می‌آورد و در چه مواردی صرف می‌کند مورد را شناسایی کند، آیا