سلوک بانوان و تفاوت آن با سلوک مردان
3این حکم را قدغن کرده و ممنوع کرده است، بعد ایشان میگفتند که پدر ما همان جا از پایین منبر ایشان گفتند نخیر اینجور نیست، شرع عبارت است از مجموعه قوانینی که موافق با فطرت است و این آیه را هم خواندند فِطْرَتَ اللَه الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَه الروم، ٣٠
این عبارت است از تصحیح به دین که همان دین حنیف ابراهیم است، عبارت است از تأثیر قوانینی که آن قوانین قوانین فطری است، پس دین نمیتواند موافق با فطرت باشد آنچه که موجب خواست و التذاذ نفس است مطلب دیگری است و آنچه که مربوط به فطرت و قوانین فطرت است مطلب دیگری است و مطلب هم همینطور است، زیرا مسئله فطرت عبارت است از خوش آمدن یا بد آمدن نفس نیست، انسان در خیلی از موارد احساس میکند از یک مسئله خوشش میآید اما آیا این خوش آمدن او را به کمال میرساند یا موجب پس رفتن و عقب افتادن او خواهد شد، نسبت به هر عمل گناهی انسان احساس میکند از او خوشش میآید، اگر خوش نیامد که کسی گناه نمیکند آیا شده کسی گناه کند و از آن عمل بدش بیاید و ناراحت باشد، اگر ناراحت باشد انسان به آن عمل اقدام نمیکند، کسی که زنا میکند زنا مورد پسند او است، کسی که سرقت میکند این سرقت مورد پسند او است و خواست او است، کسی که سر مردم کلاه میگذارد و غش در معامله میکند و به این وسیله مال بیشتری را به صندوق خود وارد میکند این مورد پسند و خواست او است خیلی هم لذت میبرد، کسی که دروغ میگوید و به یک منفعت ظاهری میرسد این قطعا مورد پسند و خواست او است، معلوم نیست آنچه که مورد پسند انسان و خواست انسان است او موافق با فطرت هم خواهد بود، موسیقی هم همینطور، انسان از موسیقی خوشش میآید به واسطه ترکیب و موزونی که در الهان و نتهایی موسیقی هست نفس نسبت به موسیقی اظهار تمایل میکند، اما این که آیا این نفس او را به سمت کمال حرکت میدهد یا متوقف میکند این یک مطلب دیگری است که خود انسان نمیتواند متکفل و ... این امر باشد البته ما نمیتوانیم انکار کنیم که در بعضی از موارد با یک کیفیت خاص این آیا موجب کمال خواهد شد یا در همان مرتبه نفس و در مرتبه حرمت باقی میماند و از آنجا که این مسئله مسئله مشکلی هست شارع به طور عموم ... به حرمت کرده تا این که انسان به واسطه حتی بعضی از کیفیتهای ناظر به این که ممکن است موجب تجرد نفس و تلطیف نفس بشود به واسطه ... در راههای انحراف و در راه خلاف واقع نشود این مسئله مسئله فطری است، بنابراین ما چارهای نداریم از این که اعمال خود را بر اساس خواست و بر اساس میل با آن ... خارجی مقایسه نکنیم، بلکه بر اساس حکم شرع و حکم و دستور اولیاء دین نسبت به آن مورد ما احکام را بسنجیم، چرا؟ زیرا رسیدن به همه زوایا و خطورات و موارد لامسه نفس از حیطه استعداد و قدرت ما خارج است، اگر برای ما همه زوایای نفس روشن بود دیگر

