سلوک بانوان و تفاوت آن با سلوک مردان
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه علىَ سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
راجع به مطالبی که در جلسات گذشته اگر مخدرات سوالی دارند بکنند تا این که ما سر موضوع جدید برویم اگر سوالی نیست.
راجع به احکام فطری و سلوک فطری خانمها بود و وظایفی که خدای متعال جهت ترقی و تکامل و به فعلیت درآوردن استعدادهایی است که در زن وجود دارد و نحوه تفاوت این احکام با احکامی که مربوط به راه و سلوک مرد است، عرض شد فطرت عبارت است از مجموعه قوانینی که یا به تعبیر دقیقتر نحوه و کیفیت ساختاری نفس انسان برای رسیدن به کمال و به فعلیت این ساختار و این خلقت مخصوص و احکامی که برای به فعلیت درآوردن و رشد دادن و ترقی دادن این ساختار تدوین میشود به او شرع گفته میشود.
پس شرع یعنی مجموعه قوانینی که این قوانین باید فطرت را به سمت کمال حرکت بدهد، اگر در جایی در شرع دیدیم قانونی بود و یا این که انسان احساس کرد این حکم موجب تنزل او خواهد شد و موجب رکود و توقف او خواهد شد و موجب کدورت او خواهد شد بدون مراجعه به هیچ مرجعی و بدون مراجعه به هیچ مدرکی انسان میتواند دریابد که این موضوع و این حکم و قانون برخلاف فطرت است، بعضیها فطرت را به معنای توافق ضمیر و تلایم ضمیر با یک موضوعی دانستند، گفتند هر چیزی که ضمیر انسان همراهی کند با او، به عبارت عامیانه مورد پسند او واقع بشود آن حکم عبارت است از حکم فطری.
اتفاقا این قضیه الان به یادم آمد مرحوم آقا نقل میکردند، گفتند من طفل بودم با مرحوم پدرمان میرفتم در مسجد لاله زار در آنجا ایشان نماز میخواندند، نماز جماعت میخواندند و در مناسباتی خطیب صحبت میکرد یک شب خطیب مسجد همین مرحوم آقای فلسفی بود که درگذشت .. ایشان در آن شب راجع به فطرت و احکام فطری صحبت میکردند، رسیدند به اینجا که بعضی از قوانین گرچه اسلام حکم به حرمت او کرده و حکم به نهی از او کرده ولی این قانون خلاف فطری است فرض کنید که مثال میزدند، ایشان میگفتند که موسیقی و شنیدن موسیقی یکی از احکام فطری است یعنی فطرت انسان با شنیدن موسیقی ملایمت دارد وفق میدهد، از او خوشش میآید مورد پسند و خواست و طلب نفس است گرچه در شرع و در اسلام راجع به حرمت موسیقی نهی شده است و همینطور بسیاری از احکام دیگر انسان احساس میکند که این حکم موافق با فطرت است اما شرع به ملاحظات مصالحی

