در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پاسخ به سوالات مربوط به مساله تعدد زوجات

14589
نسخه عربی

پاسخ به سوالات مربوط به مساله تعدد زوجات

1
  •  

  •  

  •  

  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم‌

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • وصلَّى اللَه علىَ سیدنا و نبینا أبى‌القاسم مُحَمّدٍ

  • وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ‌

  •  

  •  راجع به مسائل گذشته یک مقداری توضیح باقیمانده نسبت به بعضی از پرسش‌ها مانده، که آن را عرض می کنیم و بعد دنباله مسئله سابق را که متابعت از فطرت در طریق سلوک و پیروی مبانی فطری و طرز شناخت و به دست آوردن اصول فطری از مسائل غیرفطری به چه نحو است به آن پرداخته می‌شود.

  •  بعضی از دوستان سوال کرده بودند یکی این که مگر استاد نسبت به شاگرد اشراف ندارد دیگر در اینجا مسئله تفاوت می کند، در صورت اشراف و اطلاع بر ضمیر و علم به زوایای وجودی شخص، چرا خود استاد امر نمی‌کند شاگرد را برای مسئله ازدواج مجدد، این سوال اول راجع به این مسئله؟ خب شاید برای بعضی دیگر یک هم‌چنین سوالی پیش آمده باشد، در صورت اصل تحقق یک هم‌چنین مطلب به عبارت ما در صورت تمامیت صغرای قضیه که استاد استاد تام باشد مسئله به چه نحو است، چون اگر منظور شخص بنده است که بنده استاد نیستم و همان‌طوری که بارها عرض کردم به عنوان کسی که می‌تواند مدعی باشد از مبانی و اعتقادات مرحوم آقا رضوان اللَه علیه تا حدودی اطلاع داشته باشد فقط در این مقام بنده می‌توانم صحبت کنم، اما از نقطه نظر دیگر و جنبه استادی و امثال ذلک نخیر! مسئله هیچ ارتباطی با بنده ندارد و همین هم آن نکته مهم و قابل توجه را در صحبت‌های ما و در مطالب ما به دست می‌دهد، زیرا اگر شخص به مقام ولایت و اشراف بر نفوس و تمام مصالح فرد رسیده باشد که دیگر در آنجا صحبت کردن معنا ندارد، خود آن شخص اگر صلاح بداند نسبت به یک مورد تذکر می‌دهد و اگر صلاح نداند خب تذکر نمی‌دهد و از سوال چرا و برای چه و به چه جهت هم، دیگر در آنجا صحبت کردن جایی ندارد، خود آن شخص اطلاع دارد خود آن شخص اشراف دارد، خود آن شخص عالم است و در صورت صلاحدید و با توجه به رعایت جوانبت مختلفه که از دید او پنهان نیست او برای شاگرد می‌تواند مطلب را بیان کند، اما مسئله نسبت به شخص بنده تفاوتی می‌کند بنده استاد نیستم و بارها هم عرض کردم این مسئله را و هیچ‌گونه شوخی و یا شکست نفسی و تواضع هم در اینجا جایز نمی‌بینم زیرا مسئله مسئله جدی است، مسئله مسئله ارتباط انسان با سعادت و با حیات و زندگی ابدی فرد است و با او نمی شود بازی کرد، مسئله به کیفیت ارتباط شخص با سرنوشت او برمی‌گردد و این شوخی بردار نیست، اگر افراد دیگر به دنبال این مطالب هستند خود باید پاسخگو باشند، اما بنده چون نمی‌توانم پاسخگو باشم لذا هیچ وقت خود را در مقام استادی برای افراد ابراز و