بررسی مساله تعدد زوجات و مساله ازدواج موقت(2)
3بگیرد، اما این که منظور این باشد که هر کسی بیاید و به هر نحوی بخواهد اقدامی بکند، نسنجیده و بدون توجه به جوانب و عواقب و مسائلی که ممکن است پیش بیاید، خب این قضیه مانند سایر کارها دور از عقل و دور از مصلحت اندیشی است.
در مجلس گذشته صحبت این بود که ما باید با واقعیات سر و کار داشته باشیم و احساسات را کنار بگذاریم، هر شخصی یک حال و یک موقعیت و یک مزاج و یک نحوه برخورد با این مطلب را دارد و انسان نسبت به این قضیه باید برخورد صحیح را داشته باشد، حالا بعضی نمیتوانند تحمل کنند بعضیها نمیتوانند ادراک کنند، بعضیها نمیتوانند آن سعه کافی برای این مسئله را داشته باشند خب این یک مسئلهای است که هر شخصی خودش میداند، ما که نمیتوانیم بر اساس سعه افراد یا بر اساس نحوه بینش افراد بیاییم صحبت کنیم و الا باید به تعداد افرادی که انسان با آنها ارتباط دارد یا ارتباط ندارد باید مطلب عوض کند، این شخص باید این کار را بکند آن میگوید با آن نحوه کرد این نباید این باید ...، در حالی که مسئله اینطور نیست.
مقصود و منظور از طرح این مسئله این بود که این قضیه به عنوان یک معضل اجتماعی در جامعه اسلامی که راه خدا و پیمودن مسیر الهی جدای از متابعت از شرع و متابعت از دستورات اسلامی هم نیست، از این نقطه نظر این قضیه مورد توجه و مورد بررسی قرار گرفته و نظر شارع و نظر اسلام و نظر اولیاء دین را نسبت به این مسئله ما بیان کردیم و راه منطقی و راه عقلایی در ارتباط با این مطلب را مطرح کردیم، اما این که این قضیه موجب بشود که هر شخصی به هر نحوی ...، بنده خودم در جلسه گذشته عرض کردم موقعیت من و نحوه خصوصیات شخصی خودم و اشتغالات خودم اجازه نمیدهد، خب این را بنده صریحاً عرض کردم، اما این دلیل نمیشود که حالا من چون اینطور هستم به افراد دیگر بگویم شما نباشید یا این که افراد دیگری که نه استعداد دارند آمادگی دارند، پذیرش دارند، میتوانند متکفل دو تا خانواده باشند، میتوانند به یک نحوی با توجه به مسائلی که عرض شد، آنها هم نمیتوانند نسبت به من این تحمیل را به وجود بیاورند که شما که این حرف را میزنید پس چرا خودت پا به عمل نمیگذاری، خب این مسئله مسئلهای است که باید همه جوانب مورد توجه قرار بگیرد و منظور بنده از طرح این مسئله فقط این بود که آنقدر نسبت به این قضیه به من نامه نوشته میشد، مطالب گفته میشد، شفاها کتباً و مسائل مختلفهای بالاخره یک قضیه معضلهای است، این مسئلهای است مسئله مهمیاست مطرح میشد و چه بسا نظرات مخالفی با آن چه که در ضمیر ما میگذرد مطرح میشد و مسائل خلاف بود و من اینها را خلاف میدیدم، فقط برای این که نظر شرع و نظر بزرگان راه و اولیاء طریق را نسبت به این قضیه عرض کرده باشم تا این که شبهه نباشد فقط برای این

