بررسی مساله تعدد زوجات و مساله ازدواج موقت(1)
3تلاش هستند، انسان هم از این قاعده مستثنی نیست، انسان اگر هیچ عاملی او را متوجه نکند، هیچ سببی و هیچ منبّهی او را متوجه این قضیه نکند این مسئله در درون انسان، این مسئله همینطور در حال کنکاش و در حال جستجو است، که من کیستم و چیستم و برای چه آمدهام و به کجا خواهم رفت؟ این همان مسئله مسئله فطری است، انسانی که خود را محتاج و ضعیف و ناقص میبیند این سوال و پاسخ را همیشه و سوالات را در درون خود مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد، چرا خدا یک همچنین حرفی را نمیزند، خدا در درون خودش بیاید بگوید من کیستم چیستم به کجا میروم؟ چرا؟ چون خدا غنی بهذات است، خدای متعال صمد است، صمد یعنی توپُر، نقطه ضعف در مراتب وجودی پروردگار معنا ندارد، نقطه نقصان معنا ندارد.
خدای متعال استعداد نیست که به فعلیت برسد، نقص نیست که به کمال برسد، ضعف نیست که به قوه برسد، تمام مراتب وجودی پروردگار ناشی از استغناء ذاتی است یعنی ذات پروردگار محتاج به غیر نیست، همینطور هم ممکن است اولیاء خدا به این مرتبه برسند منتهی در سایه ...، راجع به امیرالمؤمنین علیه السلام جاهز یک عبارتی دارد، وقتی از او سوال میکنند که آیا علی افضل است برای خلافت یا ابابکر و عمر برای خلافت افضل هستند، جاهز از علمای اهل تسنن است ولی در اینجا یک عبارت خوبی دارد میگوید غنائه عن الغیر و عن الکل واحتیاج الکل الیه دلیلٌ علی رجحانه1 این که علی از همه بینیاز است از همه بینیاز است در این عالم، اگر امیرالمؤمنین علیه السلام الان باشد خب نیاز ما به چیست؟ نیاز ما از نقطه نظر علمی منظور است، دیگر یا از نقطه نظر مسائل معیشتی و اقتصادی، از نقطه نظر علمی ما محتاج هستیم، برای ما مطالعاتمان محتاج به کتب هستیم محتاج به تعلیم و تعلم هستیم، برای مسائل ظاهری و احتیاجات ظاهری محتاج رفتن به پیش متخصص هستیم، برای بنا محتاج رفتن پیش مهندس و بنا هستیم، برای سلامتی محتاج رفتن پیش طبیب هستیم، برای ساختن درب و پنجره محتاج رفتن پیش آهنگر هستیم اینطور هست یا نه؟ امیرالمؤمنین علیه السلام محتاج کیست در این دنیا؟ برای مسائل علمی و مسائل فقهی آیا امیرالمؤمنین محتاج کتاب رساله است رساله عملیه است؟ برای مسائل فلسفی امیرالمؤمنین محتاج کتب ملاصدرا و بوعلی است؟ برای مسائل طب وپزشکی محتاج به مطالعه کتابهای عرض میشود که رازی و قانون بوعلی و طب امروز است؟ هان! تمام دنیا اگر جمع بشوند در یک طرف، امیرالمؤمنین هیچ احتیاجی به آنها ندارد هیچ احتیاجی ندارد و تمام دنیا به او احتیاج دارند، فقیه به او احتیاج دارد، فیلسوف به او احتیاج دارد، طبیب به او احتیاج دارد، مهندس به او احتیاج دارد، مخترع به او احتیاج دارد، مکتشف به او احتیاج دارد، تمام دنیا این دلیل بر چیست؟ این
- [غنائه عن الكل و احتياج الكل اليه، دليل على انه امام الكل.]

