حقیقت فطرت و جایگاه آن در مسیر کمال انسان
5دین دین فطری، این میشود دین فطری، این جوان نصرانی وقتی که میآید پیش پیغمبر، خب این جوان نصرانی عقل دارد، این عقل را کی قرار داده در او؟ خدا قرار داده، من که قرار ندادم، شما که قرار ندادید، این عقل عقل خدادادی است، خدا قرار داده است بسیار خب این یک مسئله، برای چه قرار داده این عقل را؟ برای این که موارد اشتباه و موارد خطا و موارد ثواب را تشخیص بدهد، فطرت خدا بر او قرار داده.
این فطرت چیست؟ فطرت حقیقت حق یابی است، واقعیتی در انسان است که با آن واقعیت انسان حق را مییابد، حق را تشخیص میدهد، این را هم خدا قرار داده دیگر، این را هم فرض کنید که میبیند یک بچه را یکی دارد میزند، بچه کوچک دو ساله سه ساله را دارد میزند، چرا دارید این را میزنید؟ این بچه آمده کار خلاف انجام داده، آمده لباسش را خیس کرده من دارم میزنم، آقا بچه که نمیفهمد برای چه داری میزنی درست شد، این میشود عمل خلاف فطری، عمل خلاف فطری یعنی انسان وقتی که با این مسئله مواجه بشود میبیند نمیتواند این مطلب را قبول کند، بچه دو ساله سه ساله که تقصیر ندارد اگر لباسش را تر کند خب تر کند، باید مادر لباسش را عوض کند دیگر زدن یعنی چه، این زدن میشود چه؟ عمل خلاف فطرت، چون نمیخواند تقصیر ندارد بچه که نمیفهمد کاری از او ...، باید شخص بزرگ مسئولیت او را به عهده بگیرد باید شخص بزرگ مواظب باشد، لهذا بر او باکی نیست اگر بیاید و جایی را بخواهد تر بکند، میگویند چرا شخص بزرگتر و مسئول او چرا در اینجا کوتاهی کرده، نمیآیند او را در محکمه قرار بدهند و محاکمه کنند که چرا فرض کن این جا را تر کردی.
این جوان نصرانی پس میآید باعقلی که خدا به او داده و با فطرتی که خدا به او داده میآید و صداقت رسول خدا را به محک میگذارد و به امتحان میگذارد، میبیند نه! رسول خدا شخص صادقی است، در کلامش ادعا نیست، ولی که آن صداقت برای او محرز شد، آنگاه فطرت میگوید هان! حالا تو نمیتوانی فرار کنی آمدی صداقت رسول خدا را هم دیدی، همینجور میخواهی بگذاری بروی، نه! حالا باید پیروی کنی، حالا باید دنبالگیری کنی، حالا باید پیگیری کنی، بله! آمدیم و ما دیدیم و دیدیم پیغمبر راست میگوید، خداحافظ شما، نه! خداحافظ شما ندارد، باید به آنچه که تشخصی دادی پیگیری کنی، پیگیری یعنی چه؟ ایمان آوردن به کلام رسول خدا چسبیدن، این معنا معنای پیگیری است درست شد، حالا این جوان نصرانی که میآید این جوان نصرانی میآید در پیش رسول خدا فطرت او این اسلام را بر او الزام میکند، میگوید حالا که دیدی رسول خدا صادق است در کلام خود و در ادعای خود، باید مسلمان شوی! این مسلمان میشود درست شد، وقتی که میخواهد برگردد به اهل خود به پدر و مادر

