در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مهم ترین میزان در قرب و بعد سالک به خداوند متعال

14064
نسخه عربی

مهم ترین میزان در قرب و بعد سالک به خداوند متعال

5
  •  قبیله ٩٥٠ سال عمر کرده، چطور ممکن است که فرض کنید که یک نفر ٩٥٠ سال در میان مردم عمر کند؟ خب چطور ندارد، الان امام زمان ١٢٠٠ سال عمر کرده دیگر چطور ندارد، حضرت نوح هم این قدر عمر کرده این که تحریف صریح قرآن است، حضرت نوح ٩٥٠ سال در میان مردم بود و مردم را دعوت می‌کرد به راه و به توحید و به معارف دعوت می‌کرد و روایات ما هم بر این مسئله تصریح دارد، روایاتی که از ائمه آمده نسبت به این قضیه شکی نیست، ٩٥٠ سال کم نیست، ما عمر طبیعی ما ٥٠ سال هم نیست حالا فرض کنید که یک شخصی ٩٥٠ سال فقط تبلیغ کند و ٩٥٠ سال مردم را بخواند، این یک مسئله غیرعادی باید تلقی بشود مسئله عادی نیست، خب حضرت نوحی می‌آمد با یک تصرف ولایی همه را مسلمان می‌کرد همه را مؤمن می‌کرد این کار را نکرد، چرا؟ چون اگر این‌طور بود دیگر نیاز به حضرت نوح نبود، همان پروردگار متعال هر بچه‌ای را که از شکم مادر بیرون می‌آورد مؤمن و موحد و تا آخر مسیر عمرش هم همین بود، اراده الهی و تصرف الهی مگر غیر از این است که تصرف در عالم تکوین است، خب از اول همه را مؤمن بیاورد از اول همه را موحد بیاورد، از اول همه را عارف بیاورد از اول همه را واصل بیاورد از اول همه را فانی بیاورد، چرا این کار را نکرده؟ نظام عالم نظام تربیت است، نظام عالم نظام شکوفایی استعدادها و رسیدن به فعلیت است، معنا ندارد! پس بنابراین خدوند متعال از یک طرف انسان را نارسا و خام آفرید و برای رسیدن به آن کمال و به آن فعلیت ادله و حجج الهیه را برای انسان مقرر فرمود، این دو طرف قضیه در آن شکی نیست یکی خام بودن انسان و جاهل بودن و ناقص بودن و نسبت به مسائل و مطالب دانا نبودن این یک مسئله واضح و روشنی است، از طرف دیگر انبیای را هم، حججی را هم، ائمه را هم و بزرگانی را، اولیائی را، اینهایی را هم حالا چه عرض کنم که از اول مؤید بودند و راهشان فرق می‌کرد و مسیرش مثل ائمه یا این که نه افراد عادی بودند به واسطه تربیت کمالی به همان نقطه کمال رسیدند و بعد برای دستگیری دیگران اینها خودشان را در اختیار دیگران قرار دادند، فرق نمی‌کند! علی کل حال این طرف قضیه هم در آن شکی نداریم.