در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مهم ترین میزان در قرب و بعد سالک به خداوند متعال

14064
نسخه عربی

مهم ترین میزان در قرب و بعد سالک به خداوند متعال

1
  •  

  •  

  •  

  •  

  •  

  • أعوذباللَه من الشیطان الرجیم‌

  • بسم اللَه الرحمن الرحیم‌

  • وصلّى اللَه على سیدنا و نبینا أبى القاسم محمّد

  • وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة على أعدائهم أجمعین‌

  •  

  •  یکی از مسائلی که دائما در زمان مرحوم آقا رضوان اللَه و الان مطرح می‌شود در بین رفقا و دوستان مسئله تبدل احوال و تغییر حالات است، راجع به مسئله خلوص و صدق هر چه صحبت کنیم کم کردیم، در جلسات گذشته درباره این مسئله چند جلسه‌ای صحبت شد و ملاکهایی برای خلوص و برای صدق داده شد، مهمترین ملاکی که مرحوم آقا رضوان اللَه علیه این ملاک را مطرح می‌کردند عبارت بود از ثبات بیشتر و استحکام بیشتر انسان نسبت به مسیر و نسبت به راهی که در او هست، انسان ببیند نسبت به راهش و نسبت به مسیرش آیا ثباتش و پایمردی او و قرارش بیشتر شده از سابق یا کمتر شده، البته این مسئله که خدمتتان عرض شد بعد از این است که انسان نسبت به صحت راه و صحت مسیر، پس از آن این مسئله مطرح می‌شود، یعنی قضیه صحت راه و شناخت راه و یقین به حقانیت راه او یک مسئله دیگر است که او را اول باید بررسی کرد و راجع به این مسئله ما صحبت نکردیم، ان‌شاءاللَه راجع به این قضیه باید عرائضی را خدمتتان عرض کنیم، بعد از این که انسان به راه یقین پیدا کرد و به مسیرش اعتماد پیدا کرد و با اصولی که مطرح می‌شود و بیان می‌شود، با آن اصول راه خودش را تشخیص داد.

  •  زیرا اگر انسان در راه خودش با شک و تردید همین‌طوری بگذراند خب این نتیجه ای ندارد، فایده‌ای ندارد و مسئله‌ای مترتب نمی‌شود بر این قضیه، انسان دائما در حال شک و تردید باشد که امروز ان‌شاءاللَه یک مقداری راجع به این قضیه به اصطلاح بیاناتی عرض می‌کنیم، نه! پس از این که انسان به یقین رسید و راه خودش را حق تشخیص داد آن گاه نسبت به راه طبعا و نسبت به مسیر و معاد خودش باید طبعا ملتزم باشد و متعهد باشد و راه خود را همچون ناموس خود بپندارد و همچون ناموس از راه مواظبت کند، از مسیر مواظبت کند و هر چه که برای حرکت و سرعت است فراهم بیاورد و هر چه که موجب سستی و کندی است کنار بگذار، این لازمه التزام به راه است، نمی‌شود کسی نسبت به راه خودش ملتزم باشد پایدار باشد، پابرجا باشد ولی در عین حال اوقات را به بطالت بگذراند، اوقات را به بهر حالی بگذراند این با اصل التزام در تعارض است، خب حالا وقتی که انسان نسبت به مسیرش یقین پیدا کرد برای این که بداند و تشخیص بدهد که آیا نسبت به قرب پروردگار و بُعد پروردگار چه مرتبه‌ای دارد و چه موقعیتی دارد، مهمترین ملاک که می‌شود گفت از این ملاک بالاتری وجود ندارد و شاید در سایر ملاکها بتوان بعضی از جهات غیرموجه را در آنجا راه داد و موجب خلط و اشتباه با بعضی از جریانات ممکن است باشد همان طوری که بسیاری ملاکات را خوابها بیان کردند، تفکرات و تخیلات‌