کیفیت ارتباط و اتصال زن با پروردگار متعال
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
نسبت به مطالبی که در جلسه گذشته عرض شد اگر مخدرات سوالی دارند بفرمایید.
تلمیذ: میبخشید بعضی اوقات هست که در زندگی یک حادثه چیزی اتفاق میافتاد که انسان ... عملی را انجام میدهد، پیش میآید دیگر اصلا قدرت فکر کردن ندارد دیگر و عکس العمل نشان میدهد، اینجا قضیه چیست؟ مسئله صدق و نیت للله و این جا باید چکار کرد
استاد: دیگر سوال دیگری نیست.
البته سوال را دیروز هم یکی ازمخدرات مطرح کرده بودند راجع به این که اصل و اساس در زندگی باید بر مبنای رفاقت باشد و در صورت وجود رفاقت بین زوجین و بین زن و شوهر ظاهرا به نظر میرسد طرح مسائل اختلاف، یا فرض کنید که متابعت زن از شوهر یا در چهارچوب یک قوانین زندگی را قرار دادن شاید به نظر برسد که بیمورد باشد، یکی از مخدرات این سوال را کردند که خب حالا به این مطب انشاءاللَه میپردازیم، قبل از این که به این نکته برسیم یکی از مخدرات یک مطلبی را، البته مربوط به این صحبتهای گذشته نبود، اما علی کل حال چون تذکرش لازم بود من به نظر مناسب دیدم که آن را مطرح کنم ابتدائاً و آن راجع به مطلبی بود که مرحوم آقا در کتاب رساله نکاحیه فرمودند، که زن در صورتی که اولاد داشته باشد و بچه شیر بدهد یا این که در رحم خود بچهای را بپروراند، در این صورت است که تقرب او به خدا بیشتر است و از آن ایمان و حظّی که طبعا مردان به واسطه عدم ابتلاء به بعضی از امور خانمها در همه حال آن جنبه ربطی خود را حفظ میکنند و هیچ گونه ممانعتی و منعی در ارتباط با پروردگار و انجام عبادات ندارند طبعا میتواند به آن مطلب برسد و سوالی که شده این است که با توجه به مسائلی که مختلفی که ممکن است پیش بیاید و طبعا ناراحتیهایی که ممکن است پیدا بشود و در بعضی از احیان، زن نتواند حامله بشود و آیا این مسئله موافق با عدالت است و در این صورت حمل ضرورت دارد و باید به ای نحو کان و به هر شکلی زن خود را از تحت این وضعیت بیرون بیاورد تا بتواند این جنبه عبادی خود را حفظ کند، این مسئله به چه صورت است؟ عرض کنم خدمتتان به طور کلی این مسئله کاملا مشخص است و روشن است که زن در ایامیکه نمیتواند عبادت کند در این ایام وضعیت حالی او و وضعیت روحی او به عبارت دیگر نحوه اتجاه به مبدأ و مقدار نورانیت او با سایر ایام متفاوت است و این مسئله نه تنها اختصاص به زن دارد بلکه مرد هم از همین قاعده مستثنی نیست، علت این که در دستورات سلوکی همه بزرگان تأکید داشتند بر دوام طهارت، وقتی که انسان صبح از خواب بر میخیزد تا شب به استثنای وقت خواب که طبعا خواب مزیل طهارت است و موجب حدث میشود باید دوام طهارت بر قرار باشد و طهارت باید مستمر باشد، این به این جهت

