صداقت رکن مسیر سیر و سلوک
7شخص را من دوباره ملاقات کردم، گفتم شما مطالب که نوشتی من خواندم، غیر از این چیزهایی که نوشتی مطلب دیگری به نظرتان نرسیده، گفت نه! گفتم خب برای این که با لاخره مسئله روشن بشود آن به این دلیل بود، این به این دلیل و این دلیل و خود او قانع شد، خب انسان متوجه میشود نظر افراد را نسبت به خودش ارزیابی میکند، یعنی افراد نسبت به انسان چه نظری دارند چه مسئلهای دارند.
خدمتتان آن روز عرض کردم آن روز یکی از دوستان ما آمد در اینجا و خیلی با حیا و خجلت و با یک نوع عر ض میشود کرامت و اینها میخواست مطرح کند گفتم آقاجان بگو، گفت من یک سری مسائلی نوشتم خدمتتان بگویم، گفتم بفرمایید! گفت شما فرض کنید که در درسهایی که میدهید تعطیلی زیاد است یا مثلا فرض کنید که این کار را انجام میدهید بهتر است، آن کار را انجام میدهید بهتر است، گفتم بسیار خب، از مطالبی که ایشان نقل کرد دو تایش را پذیرفتم گفتم، مسئله درست است انشاءاللَه در صدد جبرانش برمیآیم بقیه مطالب را به اصطلاح جواب قانع کنندهای به ایشان دادم خب این چه اشکالی دارد، یعنی چرا ما بخواهیم نسبت به مسئله فرار کنیم، کسی که راه انتقاد را بر خودش میبندد راه تربیت را بر خودش میبندد چون همه ما نفس داریم، همه ما اشکال داریم همه ما عیب داریم، منتهی این عیب این عیب گاهی اوقات بروز نمیکند و ظهور نمیکند و برای خود انسان این عیب ممکن است مختفی بماند.
چندی پیش بود داشتم این مسئله را میگفتم، یک بنده خدایی بود این یک مطالبی را با ما مطرح میکرد و من در میان صحبتهای ایشان یک چیزهایی را متوجه شدم و دیدم این صحبتها در عین این که بسیار مطالب خوبی هست مفیدی هست و آموزندهای هست، این صحبتها یک پیامهایی دارد، آن پیامها را خیلی خوشم نیامد و آن جهاتی که در لابهلای این مطالب مختفی بود، آن جهات خیلی به نظرم به اصطلاح مناسب نیامد، گاهی به اشاره گاهی به کنایه متذکر میشدند که انسان باید اینطور باشد آنجور باشد خودش را از همه پایینتر ببیند، خدای نکرده نباید گذشتن سالیان دراز سلوک ممکن بشود که برای انسان حالتی پیدا بشود و امثال ذلک، همیشه حال مرحوم آقا اینطور بود من در ایشان این مسئله را میدیدم، این که من خدمت شما عر ض میکنم شوخی نیست من که نسبت به پدرم ارادت داشتم ولی کاری که مناسب با ا رادت بود انجام ندادم، ولی ارادت را حداقل داشتیم من بی جهت به کسی ارادت پیدا نمیکنم، یعنی یکی گفته بود که فلانی پشت جبرئیل هم نماز نمیخواند این که ما الان نسبت به ایشان ارادت پیدا کردیم به خاطر این بود که ما در ایشان حق را یافتیم، حق به همه مراتب خودش، نه فقط حساب عدالت و این حرفها که مسائل عادی و ظاهری است، حق بر همه شئون خودش، حق به همه مراحل و مراتب خودش و اصلا در وضعیت ایشان و حال ایشان نفاق اصلا نبود،

