ملاک ارزش عمل (2)
9ضرورت شکر نعمت هدایت و توفیقات الهی
اللَهمّ ما عَرّفتَنا منَ الحقِّ فحَمِّلناهُ، و ما قَصُرنا عنه فبَلِّغناه!1
«خدایا، آن مقدار از حقّی که به ما فهماندی، آن را برای ما نگهدار و ما را برای کشیدن آن بار متحمّل کن؛ و آن مقداری که به ما نفهماندی و ما غافل بودیم، آن را هم به ما برسان!»
انسان باید همیشه نسبت به آن حال و توفیقی که پیدا کرده است، شکر کند! این توفیق نصیب همه کس نمیشود! چه بسیار افرادی هستند که میلیونها ثروت دارند و آرزو میکنند که پنج دقیقه در مسجد بیایند و با فکر راحت بنشینند و عبادت کنند یا بشنوند و یا بگویند، ولی پایشان از جلوی مسجد عبور نمیکند و نمیتوانند بیایند؛ چون آن نفس أمّاره و آن خاطرات و آن دور و شتابی که نفْسِ آنها برداشته است، راه آنها را بریده است! پس همین مقدار که خدا به ما توفیق داده است، اگر بخواهیم تا روز قیامت سپاسگزار او باشیم، از عهدۀ شکر برنمیآییم؛ و آن مقداری که داده است، شکر خدا را بجا میآوریم، و آن مقدار مطالب و معارف و درجاتی که نداده است، خیلی است!
وجوب وصول به أعلیٰ درجات قرب الهی بهسبب وجود قابلیّت آن در همۀ مکلّفین
هر انسانی باید این درجات را طی کند و همۀ ما مکلّف به این تکلیف هستیم! اگر در ما قابلیّت نبود، به ما تکلیف نمیکردند؛ چون در اینصورت، تکلیف عبث و لغو بود. مثلاً شما نمیتوانید به یک حیوان بگویید: «خورش فسنجان بخور!» و یا غذای مطبوعی جلوی یک حمار بگذارید و بگویید: «بخور!» این تکلیف غلط است، چون او غذای مختصّ به خود دارد که علف است، و نمیتوانید به یک گوسفند یک جملۀ حکمت را بفهمانید، چون فکر و مغز او گنجایش و کشش ادراک ندارد؛ ولی انسان گنجایش و کشش دارد و میتواند این معانی را بکشد و اگر کوتاهی کرد، تقصیر خودش است.
- تهذیب الأحکام، ج ٣، ص ١١١، فرازی از دعای افتتاح.

