صداقت و خلوص نیت شرط اساسی تکامل
7مشخص بشود و پی گیری بشود که منظور من از این مسائل چه شخصی بوده، خب اصلا بنده نمیخواهم مصداق کسی مشخص بشود و پیگیری قضیه شاید مناسب نباشد، به جهت این که آن چه که به درد انسان میخورد و مفید است آن عبارت است از بیان مطلب و گرفتن روح مسئله، آمدن در جزئیات و به دنبال مصداق گشتن و خصوصیات پیدا کردن، برای نفس سالک اثر سوء دارد.
انسان باید اگر مطلب صحیحی است آن مطلب را بگیرد و دیگر به چیزی کار نداشته باشد، اگر یک مسئلهای به نظر میرسد آن مسئله را مورد تأمل قرار بدهد و به مطلبی کار نداشته باشد. من در مطالعاتم از اول هم همینطور بودم قبل از این که یک مطلبی را که میشنوم به نویسنده یا گوینده او توجه داشته باشم از اول رسمم بر این بود که در خود آن مطلب فکر کنم، بعد آن وقت میدیدم که نویسنده او چه شخصی است یا گوینده این مسئله کیست؟ یادم میآید یک روز در مشهد دهه آخر ماه صفر بود، من راجع به یک قضیهای صحبت کردم، مرحوم آقا هر روز نوارهای من را گوش میدادند و فردا یا شب که میرفتم پیش ایشان آن چه را که مربوط به نوار بود با من درمیان میگذاشتند، اگر مسئله ای به نظرشان میرسید به من تذکر میدادند، یک روز رفتم پیش ایشان و ایشان فرمودند که فلانی صبح بود ظاهرا همان روز هم خودشان آمده بود چون دیگر از هر دهه یک روز را میآمدند برای روضه و حالشان مساعد نبود برای این که بیشتر بیایند وقتی که از مجلس برگشتند من هم آمدم در منزل در همان منزل اندرونی در آن بالکن ایستاده بودیم مرحوم آقا روکردند گفتند فلانی شما در صحبتهایی که میکنی چرا این قدر مسئله را پایین میآوری مطلب را پایین میآوری و مصداق را مشخص میکنی، من گفتم آقاجان من اگر این مسائل ر ا پایین نیاورم نمیفهمم و بر مطالب دیگر حمل میکنند، مجبورم این قدر قضیه را محدود کنم محدود کنم تا مشخص شود تا کسی دیگر نتواند صحبت کند نتوانند تأویل کنند نتوانند توجیه کنند، بله علی ای حال ما در زمان ایشان گرفتاریهایی داشتیم حالا دیگر بگذاریم، چطور این که الان هم داریم، من گفتم منظور ما این است که نتوانند ... ایشان گفتند آقاسیدمحسن تو مطلب را به نحو کلی بگو آن چه که آن کسی که باید بفهمد خواهد فهیمد و آن کسی که نباید بفهمد اگر هزار مرتبه مصداق تعیین کنی نخواهد فهمید، یعنی اگر بنا بر غرض ورزی باشد نخواهد فهمید حالا میخواهی بگو، من در جلسه منزل یکی از افراد اسم نمیبرم در همین قم در جلسه به مناسبتی من اسم بردم که یک شخص به من آن مطلب را گفت و به این کیفیت، یک فرد که در آن مجلس بود و الان در جای دیگر است صریحا گفت فلانی دورغگو است یعنی از این صریحتر که دیگر نمیشود، گفت فلانی دروغگو است یعنی هم من تصریح کردم که این قضیه این است و دلیلش هم این است الان اگر خود آن

