در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت جایگاه صدق در سیر و سلوک

14020
نسخه عربی

اهمیت جایگاه صدق در سیر و سلوک

1
  •  

  •  

  •  

  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم‌

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • وصلَّى اللَه علىَ سیدنا و نبینا أبى‌القاسم مُحَمّدٍ

  • وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ‌

  •  

  •  در زمان مرحوم آقا رضوان اللَه علیه گاهگاهی ایشان به مناسبت‌هایی برای مخدرات و همین طور برای آقایان مطالبی را می‌فرمودند، مسائلی که این مسائل از یک حقیقت زنده و لایزال، یعنی غیر قابل امحاء و از بین رفتن تراوش می‌کرد.

  •  مطالبی را که ایشان می‌فرمودند مسائلی بود که این مسائل واقعی بود بر اساس مصلحت و مقطعی نبود، بر اساس مصلحت اندیشی و منافع نبود چرا؟ چون وجود ایشان و نفس ایشان از این مسئله گذشته بود، حقیقت ایشان درگیرودار مصلحت اندیشی دیگر نبود، لذا گاهی از اوقات می‌شد مطالبی را که می‌فرمودند این مطالب حتی با بعضی از جریانات داخلی ایشان هم ممکن بود به آنها هم بخورد و این طور نبود که رعایت جهتی را بکنند و مطلبی را در نظر بگیرند، نه! یک صلاحی را ایشان می‌دیدند و یک مطلبی و مصلحتی را در بیانش مشاهده می‌کردند و بدون هیچ گونه اغماضی آن مسئله را می‌گفتند، لذا کلام ایشان صدق بود.

  •  صدق می‌دانید یعنی چه صدق؟ یعنی کلامی‌که انسان به آن کلام اعتماد دارد، الان من دارم برای شما صحبت می‌کنم معلوم نیست در نفس من راجع به این مسائل چه می‌گذرد، شماها که خبر ندارید خداوند بهتر می‌داند من چه نیتی از بیان این کلمات دارم، از این مطالبی که دارم مطرح می‌کنم چه قصدی دارم، شما فقط یک ظاهر آراسته را می‌بیند اگر حالا آراسته هم باشد دیگر خودمان را در آینه نگاه نکردیم همین طور ...، یک مطالبی را می‌گوید و مدعی اظهار نظر نسبت به بعضی از مسائلی هست و خلاصه افرادی او را مورد لطف خودشان قرار دادند، اینها مسائلی است که خب بالاخره کم‌وبیش همه خبر دارند، الان که در نفس ما نسبت به این مجلس، این حضور، این اظهار لطف و اظهار محبت، چه می‌گذرد این را غیر از خدا کسی نمی‌داند احتمال دارد نفس ما آن چنان نفس آماده برای طرح این مسائل نباشد، ممکن است خلوص کافی و صفای کافی برای ابراز این مسائل را ما نداشته باشیم و این احتمالش می‌رود. ولی نسبت به آقا یک هم‌چنین احتمالی نمی‌رفت، یعنی وقتی که ما می‌نشستیم پای صحبت ایشان، می‌دیدیم که ایشان مصلحت اندیشی نمی‌خواهد بکند ایشان مطلب را می‌گوید چه بسا در بعضی از اوقات هم به خانواده خودشان هم این قضایا می‌خورد، یعنی مسئله چیز نبود این طور که حالا رعایتی بکنند مطلبی را در نظر داشته باشند، حتی ما می‌دیدیم که نه! طرف قضیه به این طرف بیشتر می‌چربد.