ملاک ارزش عمل (1)
9حیات جاهلی بهواسطۀ حرکت در مسیر اهواء نفسانی و حیات طیّبه بهواسطۀ حرکت بهسوی حق (ت)
بنابراین، عمل دائر مدار نیّت است. اینجا دیگر اگر انسان بخواهد، میتواند بحث را خیلی گسترش بدهد، و آنقدر شواهد در اخبار زیاد است، إلیٰ ماشاءاللَه!1
علّت خلود در جهنّم یا بهشت
از امام سؤال میکنند: افرادی که در دنیا چهل سال، پنجاه سال یا شصت سال گناه کردهاند، چرا اینها در آتش مخلّد باشند؟ این از عدل خدا است؟! بندهای چهل سال در دنیا آدمکشی و هر جنایتی که شما بگویید کرده است، بالأخره مسئول بوده است! صد سال، دویست سال عمر کرده است و جنایت کرده است؛ خدا او را در آتش مخلّد کند، این عدل خدا است؟! شخصی در دنیا آمده است و صد سال تمام طاعات را انجام داده است؛ خب خدا به اندازۀ صد سال هم او را در بهشت ببرد! نه، رحمت خدا بر او غلبه کند و دویست سال یا سیصد سال ببرد! ﴿مَن جَآءَ بِٱلۡحَسَنَةِ فَلَهُۥ عَشۡرُ أَمۡثَالِهَا وَ مَن جَآءَ بِٱلسَّيِّئَةِ فَلَا يُجۡزَىٰٓ إِلَّا مِثۡلَهَا وَ هُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ﴾؛2 او را ده برابر، یعنی هزار سال در بهشت ببرد! امّا چرا در بهشت مخلّد باشد؟! حالا اگر در باب رحمت بگوییم که آن عفو و کرَم اقتضا میکند که در بهشت مخلّد باشند؛ امّا دربارۀ جهنّمیها ظلم است که بگوییم: کسی چند سال گناه کرده است، خدا او را مخلّد در عذاب کند!
جوابش را امام بیان کردند و فرمودند: این عملی که او در دنیا انجام داده است و این گناهانی که کرده است، شصت سال بود و محدود بود. او الآن که دارد میمیرد، میگوید: «خدایا مرا نکش! باز هم در دنیا باشم و عمرم زیادتر بشود!» همۀ ما تقاضایمان این است! تا مریض میشویم میگوییم: «خدایا ما را شفا بده!» همه میخواهند که خدا طول عمر بدهد! انسان به هر کاری که مشغول است، میگوید: «خدا به من طول عمر بدهد که همین کار را بکنم.» هیزمشکن هیزم میشکند، نجّار رنده میکند، آهنگر جوشکاری میکند، طبیب طول عمر میخواهد که باز هم افراد دیگری را معالجه کند، عالم عمر میخواهد که مثلاً چندتا کتاب دیگر بنویسد، یک آدم معصیتکار که از خدا طول عمر میخواهد برای این است که باز هم معصیت کند، آدم زناکار که این فعل قبیح ملکۀ او شده است، میخواهد زندگی کند که باز هم به این عمل مشغول باشد. الآن که دارد میمیرد با این حسرت و ندامت از دنیا میرود که من دارم میمیرم، امّا چرا بیش از این مقداری که توانستم جنایت کنم، جنایت نکردم؟! عمل ظاهر آنها پنجاه سال، شصت سال است؛ امّا آن نیّت و هدف و فکر آنها چقدر است؟ فکرشان این است که اگر ما در این دنیا مخلّد باشیم، همین اعمال قبیح را انجام میدهیم!3
- ﴿وَمَن يَخۡرُجۡ مِنۢ بَيۡتِهِۦ مُهَاجِرًا إِلَى ٱللَهِ وَرَسُولِهِۦ ثُمَّ يُدۡرِكۡهُ ٱلۡمَوۡتُ فَقَدۡ وَقَعَ أَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَهِ وَكَانَ ٱللَهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا﴾.
[در مردمان جاهلی، ایمان] به ولایت و ایمان به پیغمبر نبود. در آراء و افکار خودشان و در ظلمات و غِش و کدورت قلبی غوطهور بودند و براساس منویّات و آرزوهای شیطانی میمردند.
ما که مردمان جاهلی را معیب میدانیم، برای این جهت است که روششان غلط است. حالا اگر پیغمبر آمد و کسی این پیغمبر را نشناخت، یا از او تبعیّت نکرد، یا اسلام آورد ولی ایمان نداشت، یا ایمان داشت ولی ایمانش آنطوری که باید و شاید رهبر او نبود، و یا آنطوری که باید و شاید پیروی واقعی از آنها نکرد، این فرد عین همان مردمان جاهلی میباشد. مردمان جاهلی که افراد خاصّی نبودند که خداوند بهخصوص آنها نظر غضب داشته باشد، و افرادی که بعداً در زمان پیغمبر، اسلام میآورند، یک تافتۀ جدا بافتهای باشند؛ نزد او، نظر رحمت و غضب نسبت به همه علَیالسَّویّه است!
آن کسی که در زمان جاهلی در آراء و اهواء نفسانی گرفتار بوده است، بهواسطۀ پیروی از هوای نفس مورد سرزنش و مؤاخذه است؛ و الاّ در آن زمان جاهلی هم کسانی بودند که دنبال حق میگشتند و از آراء و افکار و اهواء خود تبعیّت نمیکردند، مثل سلمان فارسی. سلمان فارسی درزمان جاهلی بود، و چقدر دنیا را گشت و چقدر خون دل خورد تا اینکه بالأخره به مدینه آمد و خدمت پیغمبر رسید!٢ میگویند: سلمان سیصد سالش بود٣ و عمرش دویست و پنجاه سال بیشتر از پیغمبر بود. قبل از اینکه پیغمبر به دنیا بیاید، دویست و پنجاه سال از بزرگان و موبَدان موبَد بود و دنیا را سیر کرده بود و گمشده داشت. اگر در همان زمان میمُرد و به پیغمبر هم نمیرسید، به مُردن جاهلی نمرده بود، چون او دنبال حقّ میگشت؛
﴿وَمَن يَخۡرُجۡ مِنۢ بَيۡتِهِۦ مُهَاجِرًا إِلَى ٱللَهِ وَرَسُولِهِۦ ثُمَّ يُدۡرِكۡهُ ٱلۡمَوۡتُ فَقَدۡ وَقَعَ أَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَهِ وَكَانَ ٱللَهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا﴾.
اگر سلمان که دنبال پیغمبر بود، قبل از اینکه به پیغمبر برسد میمُرد، او باز هم به مُردن مردمان جاهلی که نمیمُرد! او در راه وصول به پیغمبر و خدا بود، ﴿فَقَدۡ وَقَعَ أَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَهِ﴾!
امّا اگر کسی در زمان اسلام هم دنبال پیغمبر و دنبال امام نباشد و حرف آنها را گوش نکند و به آراء و اهواء شخصی خودش مراجعه بکند، او مانند همان افرادی است که در زمان جاهلی بودهاند! (علاّمه طهرانی)
١) سوره نساء (٤) آیه ١٠٠. معاد شناسی، ج ٢، ص ٢٦:
«و کسی که برای مهاجرت از خانۀ خود خارج شده است و در نیّت دارد که خود را به خدا و رسول خدا برساند ولی مقصودش لباس تحقّق در بر نکرده است و در بین راه، مرگ او را در گرفت، اجر و مزد او بر عهدۀ خدا است و البتّه خداوند غفور و رحیم است.»
٢) الطّبقات الکبریٰ، ج ٤، ص ٥٦ ـ ٥٩؛ السّیرة النبویّة، ج ١، ص ٢١٤ ـ ٢١٨؛ کمال الدّین، ج ١، ص ١٦١ ـ ١٦٥.
٣) جهت اطّلاع راجع به اقوال مختلف پیرامون طول عمر سلمان فارسی، رجوع شود به نفَسُ الرّحمٰن فی فضائل سلمان، ص ٦٤٧ ـ ٦٥٠. - سوره أنعام (٦) آیه ١٦٠. ترجمه:
«هر کس عمل نیکی انجام دهد، برای او ده برابر پاداش خواهد بود؛ و هر کس عمل بدی انجام دهد، جز برابر آنچه انجام داده است، جزائی به او داده نخواهد شد و آنان مورد ستم قرار نمیگیرند.» (محقّق) - رجوع شود به ص ٣٧.
- ﴿وَمَن يَخۡرُجۡ مِنۢ بَيۡتِهِۦ مُهَاجِرًا إِلَى ٱللَهِ وَرَسُولِهِۦ ثُمَّ يُدۡرِكۡهُ ٱلۡمَوۡتُ فَقَدۡ وَقَعَ أَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَهِ وَكَانَ ٱللَهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا﴾.

