در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ملاک ارزش عمل (1)

0
نسخه عربی

ملاک ارزش عمل (1)

7
  • آدم که صبح از منزلش بیرون می‌رود تا از دکّان عطّاری یک سیر قند یا دو مثقال چایی بخرد، وقتی در دکّان عطّاری می‌رود، می‌گوید: «آقا یک سیر قند یا دو مثقال چایی بده!» و او به انسان می‌دهد و پولش را هم می‌گیرد. بعد انسان اگر باز هم بایستد، او می‌گوید: «چرا ایستاده‌ای؟ مگر مقصدت این نبود؟ من دادم، دیگر چه می‌خواهی؟» انسان باید برگردد، مقصدش این بود و به مقصدش رسیده است!

  • آن کسی که مقصدش این بود که اختراع کند تا مجسّمۀ او را بسازند، خب ساختند؛ جلوی اسم او بگویند: دکتر! پرفسور! مهندس! دارای نشانِ فلان! خُب به او گفتند، بیش از این غرض و مقصدی ندارد! یا خدای نا کرده اگر مقاصد سوء دیگری هم داشته باشد که مثلاً مردم نابود بشوند، خب به آن مقصد هم که رسید و نتیجۀ این اختراعات هم که ظاهر شد! حالا این شخص در پیشگاه پروردگار می‌آید و می‌گوید: خدایا، من بهشت می‌خواهم، و می‌خواهم در أعلیٰ علّیّین زندگی کنم!

  • ـ خب به چه دلیل و به چه مقصدی؟ طالب اینجا نبودی و اینجا را نمی‌خواستی!

  • ـ خدایا! تو مگر عادل نیستی؟

  • ـ چرا من عادلم!

  • ـ پس چرا مرا اینجا آوردی؟ ـ خودت خواستی اینجا بیایی! مگر نخواستی اینجا بیایی؟ من تو را همان‌جایی که خواستی، آوردم!

  • ـ من در دنیا زحمت کشیدم!

  • ـ زحمت کشیدی برای چه؟ همان را که برای آن زحمت کشیدی، به تو دادم؛ دیگر از ما چه می‌خواهی؟!

  • اجر و پاداش اعمال براساس نیّت و مقصود افراد

  • درس خواندی و عالِم شدی که یقال له: إنّه رجلٌ قارئ! «بگویند: آقا خوب صحبت می‌کند و قاری خوبی است، و شخصی اهل تکلّم و سخنرانی است و موعظۀ بلیغ می‌کند!» فقَد قیل ذلک؛ «خب به تو گفته شد!» امروز از ما چه می‌خواهی؟ مگر برای این جهت کار نکردی؟! به مقصدت رسیدی!

  • جود و بخشش کردی حتّیٰ قیلَ لک: إنّکَ رَجلٌ جَواد! «تا بگویند: آقا دست به جیب است، خیلی پول خرج می‌کند، سفره می‌اندازد، انفاق می‌کند و به فقرا رسیدگی می‌کند!» فقد قیلَ ذلک!1 «خب به تو گفتند!» امروز چه می‌خواهی؟! تمام اعمال روی حساب است:

    1. مجموعة الرسائل، أسرار الصلاة، الشّهید الثّانی، ص ٣٨:
      «عنه صلَّی الله علیه و آله و سلّمإنّ أوّلَ مَن یُدعیٰ یومَ القیامةِ رجلٌ جَمَعَ القُرآنَ، و رَجلٌ قُتِلَ فی سَبیل الله، و رجلٌ کثیرُ المال.
      فیقولُ اللهُ عزّوجلّ للْقارِئِ: ”أ لَم اُعَلِّمْکَ ما أنزلتُ علیٰ رسولی؟!“ فیقول: ”بلیٰ یا ربِّ!“ فیقولُ: ”ما عَمِلتَ فیما عَلِمتَ؟“ فیقولُ: ”یا ربِّ، قمتُ به فی آناءِ اللّیلِ و أطرافِ النّهار.“ فیقولُ اللهُ: ”کَذَبتَ!“ و یقولُ الملائکةُ: ”کَذَبتَ!“ و یقولُ اللهُ تعالیٰ: ”إنّما أرَدتَ أن یُقالَ: فلانٌ قارِئٌ! فقد قیل ذلک!“
      و یُؤتیٰ بصاحبِ المالِ؛ فیقولُ الله تعالیٰ: ”أ لم أُوَسِّعْ علیک حتّیٰ لم أدَعْکَ تَحتاجُ إلیٰ أحَدٍ؟!“ فیقولُ: ”بلیٰ یا ربِّ!“ فیقولُ: ”فماذا عَمِلتَ فیما آتَیتُک؟“ قال: ”کُنتُ أصِلُ الرّحِمَ و أتَصدَّقُ.“ فیقولُ الله: ”کَذَبتَ!“ و یقولُ الملائکةُ: ”کَذَبتَ!“ و یقولُ اللهُ سبحانه: ”بَل أرَدتَ أن یُقالَ: فلانٌ جوادٌ! و قد قیل ذلک!“
      و یُؤتیٰ بالّذی قُتِلَ فی سبیل الله؛ فیقولُ اللهُ: ”ما فَعَلتَ؟!“ فیقول: ”أمَرتَ بالجِهادِ فی سَبیلِک، فقاتَلتُ حتّیٰ قُتِلتُ.“ فیقولُ اللهُ: ”کَذَبتَ!“ و یقولُ الملائکةُ: ”کَذَبتَ!“ فیقولُ اللهُ: ”بَل أردتَ أن یُقالَ: فلانٌ جَریءٌ و شَجاعٌ! فقَد قیل ذلک!“ 
       ثمّ قالَ رسولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه و آله و سلّم: أولئک خلقُ اللهِ تُسعَرُ بِهِم نارُ جَهَنّم
      ترجمه: «از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم روایت شده است که فرمودند:
      نخستین کسانی که در روز قیامت خوانده می‌شوند، مردی است که قرآن را جمع کرده است و مردی است که در راه خدا کشته شده است و مردی است که مال فراوانی داشته است.
      خداوند عزّوجل به قاری قرآن می‌فرماید: ”مگر آنچه را که بر رسول خود فرو فرستادم، به تو تعلیم ننمودم؟!“ او می‌گوید: ”بله ای پروردگار من، تعلیم فرمودی!“ خداوند متعال می‌فرماید: ”پس دربارۀ آنچه که علم و اطّلاع پیدا کردی، چه عملی انجام دادی؟“ او می‌گوید: ”پروردگارا، من در ساعات هر شب و ابتدا و انتهای هر روز با خواندن قرآن به عبادت تو برخاستم.“ خداوند می‌فرماید: ”دروغ می‌گویی!“ و ملائکه نیز می‌گویند: ”دروغ می‌گویی!“ و خداوند در این هنگام می‌فرماید: ”همانا مقصود تو آن بود که گفته شود: فلانی اهل قرآن است! و همین هم گفته شد!“
      بعد از آن، فرد متموّل و صاحب مال را می‌آورند؛ خداوند از او سؤال می‌کند: ”مگر من تو را از جهت مالی در وسعت و گشایش قرار ندادم و تو را از تمام مردم بی‌نیاز نکردم؟!“ او می‌گوید: ”آری ای خدای من!“ خداوند می‌فرماید: ”پس دربارۀ آنچه به تو دادم، چه عملی انجام دادی؟“ می‌گوید: ”من همیشه صلۀ رحم بجا می‌آوردم و صدقه می‌دادم.“ خداوند می‌فرماید: ”دروغ می‌گویی!“ و ملائکه نیز می‌گویند: ”دروغ می‌گویی!“ و خداوند سبحان در این هنگام می‌فرماید: ”تو این کارها را می‌کردی تا بگویند: فلانی جواد و بخشنده است! و این را هم گفتند!“
      بعد از آن، فردی را که در راه خدا کشته شده است می‌آورند؛ خداوند به او می‌فرماید: ”تو چه کردی؟!“ او می‌گوید: ”بار خدایا، تو امر به جهاد در راهت فرمودی، و من هم جنگ کردم تا در راه تو کشته شدم!“ خداوند می‌فرماید: ”دروغ می‌گویی!“ و ملائکه نیز می‌گویند: ”دروغ می‌گویی!“ و خداوند در این هنگام می‌فرماید: ”بلکه تو می‌خواستی که گفته شود: فلانی شجاع و بی‌باک است! و همین هم گفته شد!“
      سپس رسول خدا فرمودند: این افراد، مخلوقاتی هستند که آتش جهنّم به‌واسطۀ آنها ملتهب و گداخته می‌گردد!» (محقّق)