ملاک ارزش عمل (1)
6تیغ دادن در کفِ زنگیّ مست *** بهْ که آید علم، نادان را بهدست1 امروزه علم در دست جُهّال است و جهّال از این علم، سوء استفاده میکنند!2
تحلیل نیّات و أغراض مخترعین و مکتشفین غیر مسلمان
از این معنا که بگذریم، ببینیم این افرادی که زحمت کشیدهاند و این اختراعات و اکتشافات را کردهاند، کار آنها به چه نیّت و غرضی بوده است؟ آیا واقعاً غرض آنها خدمت و دستگیری از مردم بوده است و قربةًإلیاللَه میخواستند جماعتی را حفظ کنند و نجات بدهند و از مرگ خلاص کنند و آنها را از گرفتاریهای جدّی و امراض عصبی در مصونیّت قرار بدهند؟! یا اینکه نه، آنها میخواستند که به مملکت خودشان خدمت کنند؛ مملکت خودشان در مقابل مملکت دیگر! این اکتشافات را بکنند که آن مملکت تقویت بشود و بمب را بر سر مردم ضعیف بریزد! این اختراعات را که برای نجات بشر نکردند؛ برای حفظ نوعدوستی در حیطۀ زندگی خود، کشور خود، مملکت خود، دین خود، آیین خود، مرام خود و فامیل خود کردند! پس این فکر از همان فکر حیوانات تجاوز نمیکند؛ یک گرگ هم گرگهای دیگر را دور خودش جمع میکند و با همدیگر اجتماع میکنند تا برای پاره کردن گلّۀ گوسفند حمله کنند! به این قدم نمیتوان قدم انسانی و قدم شرافت گفت!
اجر دانشمندان بر طبق منظور و غرضشان از اختراعات و اکتشافات
از این معنا گذشته، اگر ما فکر این شخص را بشکافیم و ببینیم این کسی که زحمت کشیده است و روزها را در لابراتوار شب کرده است و شبها را به روز آورده است و فکر کرده است و به اندازهای مستغرق در فکر بوده است که شبِ عروسی خودش را فراموش کرده است و صبح که شده است به او گفتهاند: «دیشب شب عروسیات بود!» و او گفته است: «عجب!» حالا این شخص برای چه این کارها را کرده است؟ برای اینکه اخلاقش صالح بشود و از بخل و حسد و شهوتطلبی و غضب بیرون بیاید و پاک و طاهر بشود؟! یا برای اینکه به او بگویند: «آقا مخترع بود!» و مجسّمۀ او را بسازند و در لابراتوارها بگذارند، اسمش در تاریخ بماند، لیسانس بگیرد، مدال بگیرد، و همین افتخارات و حسابهایی که تمام بنیآدم بهعنوان فخریّه، افکار و اعمال خود را برای آن انجام میدهند؟! از این دیگر تجاوز نمیکند! ما در تاریخچۀ کدامیک از اینها میبینیم که بگوید: «من این کارها را برای طهارت و پاکیزگی خودم و جامعه، برای از بین رفتن دزدیها، برای از بین رفتن شرابخواریها، برای جلوگیری از جنایات و برای اصلاح اخلاق و طهارت باطن انجام دادهام!» اصلاً لفظ طهارت باطن را نمیفهمند و درک هم نمیکنند! خُب این زحماتی که اینها کشیدند، برای چه بود؟ برای یک منظور و غرضی بوده است که آن منظور و غرض را خدا به آنها میدهد و اجر آنها را میدهد؛ چون هر کس هر کاری انجام بدهد، خدا اجر او را میدهد! امّا اجر برای چیست و بر طبق چیست؟ خواست انسان هرچه باشد، اجرش بر طبق همان است! آقایان محترمی که اینجا تشریف آوردهاید، هر کس نظری برای آمدنش دارد، آن اجرش است و اجرش را میگیرد. بعضیها فقط برای صلۀ رحم آمدهاند، اجرشان این است؛ بعضیها آمدهاند تا در مجلس سیّدالشّهدا علیه السّلام شرکت کنند، اجرشان این است؛ بعضیها حاجتی دارند و آمدهاند که توسّلی پیدا کنند تا شاید به برکت روز اربعین، آن حاجتشان داده بشود، و آن اجرشان داده میشود؛ و همچنین مقاصد دیگر!
- مثنوی معنوی، میرخانی، دفتر چهارم، ص ٣٥٩.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٣٠٣ ـ ٣٠٥.

