ملاک ارزش عمل (1)
3إنّما الأعمالُ بالنّیّات، و إنّما لِکلِّ امْرِئٍ ما نَویٰ! فَمَن کانَت هِجرَتُهُ إلَی اللَه و رَسولِه، فهِجرتُه إلَی اللَه و رَسولِه؛ و مَن کانَت هِجرتُه إلیٰ دُنیا یُصیبُها أو امْرَأةٍ
یَتزوَّجُها، فَهِجرتُه إلیٰ ما هاجَرَ إلیه!1و2
«تمام اعمال انسان براساس نیّتش دارای درجه و قیمت و ارزش میشود و آنچه برای هر شخص باقی میماند، همان نیّتهای او است! هر کسی که بهسوی خدا و رسول خدا هجرت کند، هجرتش بهسوی خدا و رسول خدا است؛ و هر کسی که هجرتش بهسوی دنیایی باشد که بخواهد به آن برسد یا بهسوی زنی باشد که بخواهد با او ازدواج کند، هجرت او بهسوی همان چیزی است که بهسوی آن هجرت کرده است.»
مرحوم شهید ثانی ـ رضوان اللَه علیه ـ در منیة المرید، بعد از ذکر این روایت میفرماید:
این روایت از اُسَس و دعائم اسلام است!
یعنی از پایههایی است که اسلام بر آن قرار گرفته است و اتّکا دارد! زیراکه حقیقت اسلام، أعمال انسان را براساس نیّت و مقدار خواستِ نفسی او اندازه میگیرد، و سعادت و شقاوت افراد را روی میزان نیّتهای آنان معیّن میکند، و درجاتی که به أعمال انسان از جهاد و حجّ و صلاة و صوم و صدقه و امر به معروف و نهی از منکر و سایر دستورات داده میشود، بر پایۀ نیّت او تجزیه و تحلیل میشود و با این محک، دارای درجه و قیمت میشود! و بعد میفرماید:
بعضی گفتهاند: «نیّت، ثلث اسلام است؛ چون تمام اعمالی که انسان انجام میدهد به سه بخش تقسیم میشود: اعمال قلبی، اعمال بدنی و اعمال لِسانی و زبانی. نیّت از اعمال قلبی است، پس یک ثلث از تمام اعمال انسان را فرا میگیرد، بلکه اعظمِ از دو ثلث دیگر هم هست؛ زیراکه [خود نیّت
بهتنهایی عبادت است و] ارزش دو ثلث دیگر از اعمال (یعنی اعمال جوارحی و بدنی و اعمال زبانی) هم به نیّت بستگی دارد!»
و بعد میفرماید:
بزرگان از علمای اسلام که میخواستند درسی را شروع کنند، در بحث اوّل درس، این روایت را از پیغمبر اکرم بیان میکردند و شرح میدادند و روح طلاّب را آماده میکردند که از پایۀ اوّل، درس و تحصیل آنها برای خدا باشد و نیّت خود را اصلاح کرده باشند!3
- عوالی اللئالی، ج ١، ص ٨١ و ٣٨٠؛ ج ٢، ص ١١ و ١٩٠؛ منیة المرید، ص ١٣٣؛ بحار الأنوار، ج ٦٧، ص ٢١١ و ٢٤٩.
- معاد شناسی، ج ٣، ص ١٠٧، تعلیقه:
«اصل این حدیث در کتب اصول احادیث شیعه نیست، و معلوم است که شهید ثانی و ابنأبیالجمهور که دأب آنها نیز استفاده از روایات عامّه در اخلاقیّات است، آن را از کتب عامّه نقل کردهاند.» - منیة المرید، ص ١٣٣، با قدری اختلاف.

