کیفیت نزول مقدّرات در شب های قدر
4عالم دیگری داریم که آن عالم از این عالم بالاتر است و آن عالم، عالم صورت است و در آنجا این تشخّص و تعیّنی که مشاهده میشود نیست. مِن باب مثال، اسم رفیق شما حسنآقا است و از اوّل مجلس تا آخر مجلس پیش شما نشسته است، و هیچوقت جای حسنآقا، حسینآقا نیست و وجود حسنآقا به حسینآقا تبدیل نمیشود و حسنآقا بزرگ و کوچک نمیشود، و تشخّص خودش را حفظ میکند. امّا شما خواب میبینید که با حسنآقا دارید صحبت میکنید و مطالبی میگویید، یکمرتبه حسنآقا، حسینآقا میشود؛ یا دارید با حسینآقا صحبت میکنید، یکمرتبه حسینآقا بزرگ میشود؛ یا دارید صحبت میکنید، یکمرتبه تبدیل به یک بچّۀ کوچک میشود و آن بچّۀ کوچک تبدیل به مرغی میشود و آن مرغ تبدیل به یک انسان میشود. ما چقدر از این خوابها دیدهایم؛ إلیٰ ما شاءاللَه! شما خواب تعریف میکنید: آقا من خواب دیدم که مثلاً در فلانجا دارم میروم و با امام علیه السّلام صحبت میکنم، و آن امام حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام بودند، ولی در عالم خواب یکمرتبه مثل اینکه حضرت امام حسن بودند؛ ولی در عالم خارج، امیرالمؤمنین هیچوقت قالب خارجی خود را به حضرت امام حسن تبدیل نمیکند، ولیکن در عالم خواب و عالم صورت ممکن است. یعنی یک عالَم حقیقی است و شما در این عالم که با آن حقیقت مواجه میشوید، بعضی از اوقات آن حقیقت به صورت امیرالمؤمنین صورت میگیرد، بعضی از اوقات به صورت حضرت امام حسن، بعضی از اوقات به صورت حضرت سیّدالشّهدا، و بعضی اوقات آن حقیقت به صورت انسان است، بعضی اوقات به صورت انسان دیگر است، بعضی اوقات به صورت مرغ در میآید، بعضی اوقات به صورت موجود دیگری در میآید؛ لذا تشخّص در آن عالم نسبت به این عالم کمتر است. در این عالم هرچه که پیدا بشود، ملازم با تشخّص است؛ ولیکن تشخّص در عالم صورت و عالم مثال اینطور نیست.
از این بالاتر برویم، در ملکوت أعلیٰ أصلاً صورت نیست، عالم ملکوت أعلیٰ صورت ندارد و آنجا حقیقتی خارج از صورت است. مِنبابمثال، شما شجاعت، عفّت و محبّت را در خود حسّ میکنید، ولیکن این صفات شما صورت ندارد، زرد نیست، سرخ نیست، بوی خوش ندارد، طعم شیرین ندارد. مثلاً شما نمیگویید: شجاعت من شیرین است، امّا شجاعت رفیق من ترش است! محبّت من زرد است، امّا محبّت رفیق من سرخ است! از این حرفها نمیزنید؛ زیرا که محبّت دارای کیف نیست تا اینکه این کیفیّات مختلف را به خودش بگیرد، آنجا معنا است و بس!

