فلسفۀ دعا و شرایط استجابت
8﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَهَ لَمۡ يَكُ مُغَيِّرٗا نِّعۡمَةً أَنۡعَمَهَا عَلَىٰ قَوۡمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمۡ﴾؛1
«اصلاً خداوند سنّتش بر این قرار گرفته است که عالم خارج را اصلاح نکند مگر اینکه صفات نفسانی مردم اصلاح بشود؛ اگر مردم خوب بشوند عالم خارج هم خوب میشود و نعمت زیاد میشود، ولی اگر بد بشوند، تغییر میکند و نقمت میآید و جای نعمتها را میگیرد.»
استجابت دعا در حال اضطرار و انقطاع
بنابراین انسان باید دعا کند و بخواهد و خود را آماده کند و آنچه زیر بنای پیدایش اصلاح، و مقدّمه و مُعِدّ برای صلاح است، آن را هم در خود ایجاد کند و زمینه را برای استجابت دعا درست کند؛ آنوقت دعا حتماً مستجاب میشود. وقتی دل پاک شد و انسان نسبت به پروردگار ملتجی شد و از او تقاضا کرد، خداوند برمیآورد؛ و این معنای اضطرار است:
﴿أَمَّن يُجِيبُ ٱلۡمُضۡطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكۡشِفُ ٱلسُّوٓءَ﴾.2
حال اضطرار یعنی حال انقطاع. مؤمن در هر حالی که خدا را مؤثّر ببیند، منقطع به خدا است، لذا همۀ دعاهای او مستجاب است. کسانی که مستجابالدّعوه هستند چنین حالی دارند.
امّا افرادی که در این حال نیستند، زبانشان تقاضا میکند ولی قلبشان عقب میزند و ردّ میکند، لذا یک لقلقۀ لسان بیشتر نیست و هرچه دعا کنند، نتیجه ندارد؛ چون دعا نیست. امّا اگر انسان واقعاً از روی جِد، پیش خدا بیاید و بگوید: «خدایا، من میخواهم!» و برای انسان خبر بیاورند که دعایت مستجاب نمیشود، انسان باید جواب بدهد که اگر دعای من مستجاب نمیشود، من دنبال چه کسی بروم؟! خدا برای ما یک خدای دیگری درست کند و ما را به او بسپارد، ما سراغ آن خدا میرویم! ولی ما خدای دیگری که نداریم و خدا منحصر به این خدا است، پس باید سراغ این خدا بیاییم!
اگر به انسان بگویند: «تو قابلیّت نداری که دعایت مستجاب بشود!» انسان باید جواب بدهد که مگر آن کسانی که قابلیّت دارند، قابلیّت را از کجا آوردهاند؟ خدا به آنها داده است! پس خدا به ما هم میتواند قابلیّت بدهد.
- سوره أنفال (٨) آیه ٥٣.
- سوره نمل (٢٧) آیه ٦٢.

