فلسفۀ دعا و شرایط استجابت
7حضرت فرمود:
بله، ولی شما به هشت علّت خیانت میورزید و بین گفتار شما و قلب شما هماهنگی نیست:
اوّل: میگویید که ما به خدا ایمان داریم، ولی طبق ایمان به خدا رفتار نمیکنید!
دوّم: میگویید که ما به پیغمبر ایمان داریم و او فرستادۀ خدا است و گفتۀ او گفتۀ خدا است، ولی بر طبق سنّت و فرمایش او رفتار نمیکنید!
سوّم: میگویید که قرآن کتاب ما و کتاب عمل ما است، ولی به قرآن اعتنا ندارید و به آن عمل نمیکنید!
چهارم: میگویید که ما از آتش جهنّم گریزانیم، ولی اعمالی انجام میدهید که به آتش نزدیک میشوید، پس ترس شما از آتش کجا است؟!
پنجم: میگویید که ما بهشت را دوست داریم، ولی اعمالی میکنید که از بهشت دور میشوید، پس دوستی شما به بهشت کجا است؟!
ششم : وفای به عهد نمیکنید، آنوقت توقّع دارید که خداوند علیّ أعلیٰ به عهد شما وفا بکند!
هفتم: میگویید که ما شیطان را لعن میکنیم و از شیطان متنفّر و منزجریم، ولی دائماً اعمالی انجام میدهید که باب رفاقت و دوستی را با او باز میکنید!
هشتم: عیب خود را مخفی میکنید، ولی عیب مردم را آشکار!
به این هشت علّت، خیانت میورزید! بنابراین هنگامی که دعا میکنید، آن حال خواست و دعایی که دارید، خلاف آن زمینۀ قلبی شما است.1
میگویید: «خدایا، ما را اصلاح کن!» آخر اصلاح مترتّب بر اموری است، همان وقتی که میگویید: «خدایا، ما را اصلاح کن!» راضی نیستید که زیر بنای اصلاح، عملی بشود و میگویید که عملی نشود! پس لفظ حکایت میکند که ما را اصلاح کن، ولی قلب میگوید که اصلاح نکن! و بین زبان و قلب هماهنگی نیست.
میگویید: «خدایا، ما را به بهشت ببر!» بهشت رفتن مستلزم عمل صالح است، مستلزم صدق است، مستلزم مجاهده است، مستلزم امر به معروف و نهی از منکر است، مستلزم حسّ دینی داشتن است و مستلزم غیرت دینی داشتن است؛ ولی میگویید که ما اینها را نمیخواهیم، امّا ما را به بهشت ببر! خب این نمیشود! ما از جهنّم گریزانیم؛ ولی با همین شرایط فعلی میخواهیم گریزان باشیم، بدون اینکه تغییری در روحیّۀ ما پیدا بشود، خب خدا هم میفرماید:
- أعلام الدّین، دیلمی، ص ٢٦٩.

